رسيده ، داخل محال زگم مىشود .
زگم بر وزن رقم كه مرحوم قائممقام در اشعار خود گفته :
از آن دم كاين جهود بدمنش را بسط يد دادى * تو را زحمت پياپى درد و محنت دمبدم باشد
گهى رنجور اندر كشور تبريز و خوى يا نى * گهى رنج از شكست گنجه و وهن زگم باشد
جزو شمس الدين لو است . از طاوس تا زگم در بين راه چند كاروانسرا و منزلگاه ساختهاند . وقت ظهر به قصبهء زگم رسيده در آنجا صرف نهار كرده ، نماز ظهر و عصر بجا آورده شد .
آبادى اين قصبه سيصد خانوار مىشود . مركز حكومت محال زگم همين قصبه است . دكاكين بسيار و صنعتكاران ممتاز از قبيل قمهساز و كمرباف زياد است .
رودخانه دارد موسوم به اسم قصبه ، از وسطآبادى جارى است . آبش كم است ، ديوانخانه و قراولخانهء بزرگى دارد . آبادى در دامنهء كوه اتفاق افتاده و كوهها در سمت يمين مانده . راه از وسط صحرا به خط مستقيم گذشته . به فاصله بيست و چهار ورس به محال شمكور مىرسد . در بين راه يك چاپارخانه است . شمكور ده معتبرى است واقع در كنار رودخانهاى بزرگ كه او نيز موسوم به همين اسم است . جنبتين اين رود و اطراف آبادى ده ، باغات و قنوات زياد است كه تمامى بلوك به اسم رود خوانده مىشود . شمكور قلعهء سختى داشت كه آثار برج و بارهء آن از آجر و سنگ معلوم است و چند برج درست آباد هنوز باقى است . تفرّجگاههاى باصفا دارد . در نزديكى آن كوهى است موسوم به كوه كبير كه ييلاق اهالى گنجه است . اكثر حاصل و مداخل اين محال صيفىكارى است ، برنج اينجا مشهور و معروف است .
بيست و سوم ربيع الثانى 97
از منزل مزبور امروز صبح زود حركت كرده ، بعد از عبور از چند ده كه در طرفين راه واقع است ، به فاصلهء ده ورس به چند كاروانسراى واستانسيا رسيده ، از