قطعهء دنيا مشاهده نشده ، از اقوال متفقه و ارباب سير و تواريخ چنان مستفاد مىشود كه بناى آن قبّه و گنبد قبل از طوفان حضرت نوح - عليه السلام - بوده كه حكماى آن زمان استفادهء وقوع طوفان كرده ، كتب غريبه از قبيل طلسمات و نيرنجات و غيرهما را در آن گنبد مدفون ساخته بودند . بعضى را اعتقاد آن است كه بناى آن دو گنبد عالى از حضرت ادريس است كه هرمس الهرامسه گويند و صاحب قاموس گويد : الهرمان بالتحريك ، بناهما ادريس لحفظ العلوم فيهما عن الطوفان او بنا شبان بن المشلشل او بناء الاوائل لمّا علموا بالطوفان من جهة العلوم عن النجوم .
در تاريخ الدول احمد [ بن يوسف ] قرمانى مسطور است كه بقراوش بن مصرايم بن مركائيل بن ردائيل بن عرياب بن آدم - عليه السلام - از بنى اعمام خود اولاد قابيل زحمت و اذيّت ديده با هفتاد و چند نفرى از اتباع خود جلاء وطن نموده ، به طلب مقام و مسكن به اطراف عالم افتاده ، ممالك مصر را پسنديده و در آن مكان اقامت نمودند . بقراوش شهرى به اسم پدر خود مصرايم بنا كرد كه اكنون مصرش گويند . اولاد بقراوش خلفا عن سلف در آن ممالك سلطنت مىكردند و طلسمات و نيرنگات عجيب بنا مىنمودند ، چنانكه مفصلا در كتاب مذكور مسطور است تا آنكه نوبت سلطنت به سوريد بن شهلوق رسيد . شبى واقعه هائله در عالم خواب مشاهده نمود . هراسان برخاست و رؤساء كهنهء ممالك مصر را كه 130 نفر بودند جمع كرده از كيفيت آن خواب پرسش نمود . رئيس جمله كاهنان اقليمون نام در وقوع مثل آن واقعه با پادشاه مطابقت داشت ؛ پس از ملاحظهء ارتفاع كواكب وقوع طوفان نوح را اخبار كردند . پس سوريد حكم كرد كه آن بناى عظيم را كه هرم گويند بنا نمودند . خزاين و اموال خود را در آنجا مدفون ساخت و جميع علوم طلسمات و نيرنجات و اسرار عقاقه و حساب و ساير انواع علوم را در ستونها و سقفهاى آن دو بنيان عظيم الشأن محكوك نمودند و بناى آن دو گنبد وقتى بود كه نسر واقع در سرطان بود . نيز چنانكه وارد شده بناى هرمان را از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - پرسيدند .
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٤٣