بدهد . تا حركت از مصر به وعدهء خود وفا نكرد . كيفيت بنا و وضع حاليه آن به قرارى است كه به رأى العين مشاهده افتاده ، در اين اوراق پريشان به عرض مطالعين مىرساند تا موجب ازدياد علم شود .
اين گنبد مفتوح كه منظور نظر ارباب سياحت و مطرح اقوال اصحاب روايت است ، در غربى شهر به فاصلهء دو فرسخ مسافت اتفاق افتاده ، روزى به جهت تماشاى اين بناى رفيع البنيان در خدمت جناب آقا عزيمت آن مقام نموده ، به فاصلهء يك ساعت نيم با كالسكه به آن مكان رسيدم . از شهر تا گنبد مزبور خيابانى مستقيم كشيده و درختان سايهدار در جنبين آن خيابان كاشتهاند . ولى در موسم طغيان نيل عبور از اين مقام ممتنع است . وضع گنبد را مربع مخروط به شكل اكليل ساختهاند . مهارتى در حجّارى آن نمودهاند كه بعد از دقت بسيار جفتكارى سنگها را مىتوان فهميد . چنان مشهور است كه در عهد هارون الرشيد بعد از سعى بىشمار مدخل اين گنبد را گشودهاند . بندهء حقير با دو نفر ديگر از همراهان به تماشاى داخل اين گنبد رفتيم [ با ] اعراب چندى كه اهل آنجا و بلد بودند به اتفاق دو نفر سائق و قائد ، در روشنايى چراغ از مدخل آنجا داخل شديم . اشخاص نابلد نمىتوانند تنها داخل شوند . بعضى كه واهمه مىكردند نيامدند . اوّل راه سرازير و عرض و ارتفاعش كمتر از متر بود . چندى مكبا پيش رفتيم . بعد ممر اندك وسعتى بهقدر قامت پيدا كرده راه سربالا پيچيد .
زيرپا آنقدر صاف بود كه پا نمىايستاد . بعد از طى مسافتى به مكانى وسيع مثل طاق فضايى رسيديم ، چهار متر عرض و هفت متر طول و تقريبا سه متر ارتفاع داشت . فضايى بود خيلى تاريك و هوايش زياد حبس . چيزى ديده نشد .
زود از اين اتاق بيرون آمده ، بعد از طىّ طرق صعب المسلك در بالاى همان اتاق فضاى ديگرى را ديديم . در اين مكان سنگى سياه مجوّفى بود . نقل كردند كه چند جنازه در آن بوده كه چندى قبل بيرون آورده به اروپا بردهاند . چون زياد خفه و تنگ بود و تنفّس ممكن نبود از اين اتاق مراجعت كرده به ديگر اتاقها صعود نشد ، ولى راهى كه ملاحظه مىشد كمال صعوبت را داشت كه بايد به
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٤٥