واسطه نردبان بالا رفت و قبل از اين ، از آهن ، چند پله ترتيب داده در ديوار نصب كرده بودند . از خوف سقوط متردّدين اكنون برداشتهاند . از قرار تقرير اعراب و كسانى كه ديده بودند دو مرتبه ديگر در بالاى اينها ساختهاند كه ما به آنجا راه نيافته ، از همان راهى كه آمده بوديم ، به نهايت زحمت برگشتيم .
در نزديكى اين گنبد بعضى آثار قديمه و ابنيهء عتيقه پيداست . از جمله صورت بزرگ ابو الهول است ، سفينكش نيز مىگويند . اين اسم مأخوذ از لفظ يونانى است . كلّهاى هست كه از چانه تا سر او تقريبا پنج ذرع است . دور كلّه او تقريبا بيست ذرع مىشود ، رو به مشرق است . اين كلّه را از سنگ تراشيدهاند . گويى در بزرگى به مثابه گنبد مقابر است و قدرى از بينى او شكسته شده و در پيشانيش شكل تاجى از سنگ نمايان بود . معلوم مىشد از زنهاى سلاطين قديمه بايد باشد .
ديگر آثار عمارت بسيار عالى كه سنگهاى خيلى گرانبها را به كار برده بودند در همينجا ديده شد . از آثار قديمه يكى بئر يوسف است در بيرون دروازهء جبل واقع در قلعه . چاه آب عميقى است كه بهقدر صد ذرع بلكه زيادتر كوه را كنده به آب رسانيدهاند . قطر اين چاه 9 ذرع و سه گره است . آب گواراى خوبى داشت . هرچند حالا بالفعل اهل قلعه محتاج اليه به اين آب نيستند ، ولى در ايّام تنگى و محاصره براى قلعهگيان كافى است . اين چاه از بناهاى سلطان صلاح الدين يوسف است . تفصيل اين چاه در تاريخ وفيات الاعيان در جز احوال سلطان صلاح الدين يوسف مسطور است . اين چاه راهى دارد مارپيچ كه به ته چاه مىتوان رفت و اين راه غير از خود همان چاه است كه با چهار چرخ آب آن را هميشه مىكشند . حضرات اعراب به جهت جلب منفعت خود اين چاه را به اسم چاه حضرت يوسف عليه السلام اشتهار داده ، مردمان عوام را بدانجا مىبرند كه زيارت كنند و حال اينكه چاه آبى كه برادران آن حضرت بدان چاه انداختند در كنعان واقع است ؛ ربّ شهرة لا أصل لها .
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٤٦