كردهاند پايش پيدا بود كه ناخنها به همان حالت عيب نكرده [ است ] . در هنگام تشريففرمايى اعليحضرت سلطان عبد العزيز خان به مصر در سنهء 1272 هجرى پاى اين مرده را براى تماشاى سلطان باز كرده ، ديگر نبستهاند . اشكال و صور قديمه به تقرير مستحفظ اينجا كه اغلب آنها از شش هزار سال و پنج هزار سال باقى است ، از هرجا بدينجا جمع كرده بودند .
مجسمهء ابراهيم پاشا فرزند مرحوم محمد على پاشا را سواره در وسط ميدان در حالتى كه با دست اشاره مىكند برپا نمودهاند . از جمله چيزهاى تماشايى در يكطرف ميدان اين بود ؛ از زير چادرى چند اسب مقوايى مثل دايره آويزان كرده ، بچهها سوار اسبهاى چوبى شده به يك حركت اسبها متفقا مىدويدند .
و ديگر در همانجا دائرهء بزرگى مثل چرخ چاه در هوا درست كرده ، صندوقهايى بر آن نصب كرده ، بچهها در توى آن نشسته ، همينكه چرخ را حركت مىدادند همه پشت سر هم دور مىخوردند بدون اينكه به زمين بيفتند .
براى بازى كودكان اينها خوب مشغوليتى است . از عجايبى كه در تماشاخانهء اين شهر مشاهده شد يكى اين بود دخترى را كه از كمر پايينتر پيدا نبود به روى صندلى نشانيده ، با همهكس بهطور مرغوب تكلّم مىكرد و حالت خود را به تماشاكنندگان چنين تقرير مىكرد كه : در محاربهء روم و روس گلوله توپ در محاصرهء باطوم به من رسيده ، نصف بدنم را متلاشى ساخته ، بعد از آن به پاريس برده ، معالجه نمودند حالا به قدرت ايزد متعال زنده هستم . از قراين چنان مستفاد مىشد كه مانند ديگر بازىها شبعده و حيله باشد و الّا مشكل است حقيقت داشته باشد .
از رسومات اين مملكت يكى آن است كه ايّام ولادت كبار دين را جشن بزرگ مىشمارند ، خصوص روز ولادت حضرت رسول اكرم - صلوات اللّه و سلامه عليه - را بسيار معزّز و محترم شمرده ، بر ساير اعياد ترجيح مىدهند و از همين قبيل است جشن بزرگى كه براى سيد احمد بدوى مىگرفتند كه به تفصيل ذكر شد .
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٤١