و بلند . كفش بعضىها زرد است كه مس مىگويند و بعضىها نيمچكمه است كه بوتون گويند . روبندشان يكجور نيست بلكه عبارت از پارچههاى الوان است .
در اين شهر در عرض هفتهاى يك ورقه روزنامه به زبان تركى طبع و نشر مىشود . متاع اين شهر جوراب سفيد و كتان و بعضى اشياى پنبهاى است . و بعضى معادن يافت مىشود . از آثار قديمه يكى ليمان اوريانوس سلطان و ديگرى مخزنى است مربّع الشكل ؛ گويند جبّهخانه چنگيزى است . و به مناسبت همين شكل ، اصل طربزون مأخوذ از طربزوس شد ؛ زيرا كه اين كلمه در لغت لاتين به معنى شكل مربّع مستطيل است ، بعد از آنكه قلعه بدين شكل در اينجا ساختند ، روميان آنجا را قلبزوس ناميدند و بعد به تدريج طربزون شد . عرض آن 41 درجه و صفر دقيقه است . طولش از گرىينچ 39 درجه و 45 دقيقه است .
اين شهر تا چندسال قبل از اين ، بندر خيلى معتبرى بود كه در حقيقت تردّد اغلب مسافرين و حجاج و حملونقل مال التجاره به سمت داخلهء دولت عليه ايران از اين شهر بود كه از راه ارض روم و قارص و خوى مىرفتند . بعد از انجام راهآهن ما بين پوطى و تفليس و معمول شدن آن راه اين خط به كلّى متروك و منسوخ شده و خصوص دهات عرض راه را كه در جنگ آخرى واقع در سمت قارص نهب و غارت كردند ديگر يك جا از آبادى افتاده خراب و ويران شد .
روز جمعه بيست و چهارم رمضان 1296 « 1 »
امروز كه واپور از بار دادن و بار گرفتن فراغت حاصل كرد ، عصر تنگ عزيمت واپور نموديم . آقاى ميرزا محمود خان و اجزاء قونسولخانه و تجار رسم وداع به عمل آورده ، واپور به راه افتاد . حوالى صبح در مقابل اسكلهء كراسين مدّت چهار ساعت لنگر انداخت و بعضى مسافرين را خارج و بعضى را داخل كرده به راه افتاد . اهالى اينجا از ميوههاى گوناگون به واپور آورده مىفروختند . حوالى غروب كشتى به محاذى اسكلهء صامسوم رسيد . حقير تنها از همراهان جدا شده به جهت تماشاى شهر بيرون رفتم .
هامش
( 1 ) از اين پس تا چندين بار اين سال به اشتباه 1299 آمده كه نادرست نوشته شده و صحيح آن 1296 است .