الرأس قومي وموضعي گذرد ، تأثيرش قوىتر باشد .
ودر زمان قديم طايفهاى از اين ولايت شعري را به خدائى پرستيدند كه در برج سرطان است وهنوز جمعى از گمراهان هستند از آن قوم .
صفات
باديهء عرب موضعي كه آن را فيد خوانند ، توتيا مىبارد وچيزى ديگر همچون گندم مىيابند ومىگويند كه آن نيز مىبارد . غالبا آن تخم ثمر گياهى است كه طعم گندم مىكند . وصمغ وترنجبين وگزنگبين بسيار بود . ودر آن باديه شترمرغ بسيار بود وخايهء شترمرغ را « بيضة البلد » مىخوانند ، كه خايه بر روى صحرا مىنهد وعرب صحرا را بلد مىخوانند وكسى كه اشرف وأفضل قوم باشد گويند كه بيضة البلد است . وچون عمر وعبد ود به دست أمير المؤمنين علي عليه الصلاة والسلام كشته شد . خواهرش دو بيت به مرثيهء أو گفت كه اگرنه قاتل عمر وعلى بودى همه وقت گريستمى وعيب نيست كه قاتل أو بيضة البلد است . وآن دو بيت اين است :
شعر
لو كان قاتل عمرو غير قاتل * بكيته ما أقام روح في جسدي
لكن قاتله من لا يعاب به * وكان يدعى قائما بيضة البلد
يعنى اشرف قوم است ونيز كسى كه خوار وبيمقدار باشد هم بيضة - البلدش مىخوانند واين معنى از خايهء شترمرغ مىگيرند كه خايهء أو بسيار باشد .
ومىداند كه در أول چون بچه كوچك باشد به صحرا به علف خوردن