دارى كه گرم است يا سرد . بفرستاد ، قوم را طلب كرد وطلاق از أو بستد وآن كس از آن ولايت سفر كرد .
بعد از آن چون از سر حد دنقله وحبشه ومحالات مؤمنه وبربره بگذرند ولايت ديگر است وأقوام مختلف وبعضي از ايشان وحشى صفت ، بىجامه ولباس ، همه سياه باشند وكوههاى بسيار باشد وآبهاى خوب وفراوان از آنجا مىآيد وبه درياى مرج البحرين وبعضي به درياى مغرب مىپيوندد ونهرى ديگر بزرگ از جبل لاهو وخط استوا مىآيد وبه درياى مغرب مىريزد .
ودر إقليم أول در اين جانب شهري بزرگ است وبعضي از ايشان مسلمانند ومعدن زر باشد وآن شهر را غانه مىخوانند .
بعد از آن ساحل درياى مغرب است وجزيرهاى كه عنبر بسيار از آن ساحل مىيابند . چند جزيرهء ديگر هست بزرگ . ودر جنوبي اين موضع شهري است كه آن را نوبه مىخوانند ، شهري باشد مشهور از ناحيهء مغرب وجنوبي نوبه از محالات لملم است واين قوم همه سياه ودد صفتند ووحشى وشريراند وآدمي خوار ومرد وزن هيچ جامه نپوشند ومردم نوبه وآن طرف تنها به سرحد لملم نروند . واز نوبه تا به سرحد لمالمه قريب هشتاد فرسنگ است .
بعد از آن ساحل درياى اوقيانوس است كه ابتداى طول ربع مسكون است واين از آنجا مىگيرند بعد جزاير خالدات كه در قديم معمور بوده است وابتداى عمارت مغرب بوده ، مقدار دويست وبيست فرسنگ آب گرفته [ است ]
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 40
مساهمون: ستوده
ص٤٠