جواب
نه هر كوهى بلندتر بود به فلك نزديكتر باشد كه در بسيط زمين فراز ونشيب بسيار است . وديگر [ آنكه ] همه وقت غبار وبخار از آب وخاك برمىخيزد وبه تخصيص هر موضعي كه مرغزار وحيوان وآبها باشد ، بخار وغبار حجاب آوازها مىشود . هرگز از آب وخاك صرف ، [ بخار ] وغبار برنخيزد وچون آفتاب فوق الأرض بر زمين مىآيد بخار وغبار بيشتر متصاعد گردد . وچون اين قلعهء مضيئه در ساحل درياى محيط است وآب صرف محض است وهيچ زمين ومرغزار در آن نواحي نيست راه آواز گشوده وصافي باشد وتوان شنيد .
مثلا بسيار ديده وشنيدهايم كه اگر كسى در راه ، شب از كاروان بهر استراحت به قفا مىافتد وسحرگاه جادهء طرفين به أو مشتبه مىگردد ، گوش بر زمين مىنهد و [ يك فرسنگ ] « 1 » آواز پاى كاروان مىشنود ومىداند كه به كدام راه مىبايد رفت واين معنى از آن است كه غبارى وبخارى كه روز گذشته آفتاب برانگيخته است أغلب فانى وپراكنده شده وبازنشسته وهواي صافي گشته كه اگر به روز باشد عشر فرسنگى نتوان شنيد .
اما بعد ، دليل بر آنكه چگونه بر سر آن كوه كه هفت فرسنگ بلندى دارد نماز صبح وشام آفتاب بر قلعهء كوه مىتابد ؟ اگر در دامن آن كوه دريائى قوى است « 2 » دره ومغاك است وحوالي آن كوههاى بلند ودرختان بسيار انبوه ، چاشتگاه تا به عصر بيشتر آفتاب نبينند واز سايهء كوه تاريك شود ، چه شب سايهء زمين است وروز زمستان زودتر تاريك گردد وچون آفتاب به أفق
هامش
( 1 ) - اين دو كلمه از نسخهء روسيه افزوده شده است .
( 2 ) - نسخهء « م » اگر دامن آن كوه كه درياى قرم است ودر نسخهء روسيه ديار قومت ونسخهء پاريس : « درياى قرمت » .