[ باب دوم ]
فصل أول از باب دوم در ذكر إقليم أول
در ساحل محيط از أقصى مشرق أول عمارتى كه در اين إقليم أول است جزيرهاى معموره است كه آن را جزيرهء ياقوت مىخوانند كه كان ياقوت در اوست ودر شمال اين ، جزيرهاى ديگر است [ كه معدن نقره است ودر طرف شمالي آن جزيرهاى ديگر هست ] « 1 » وقصهء آن طولانى است كه قرب صد وپنجاه فرسنگ طول وسى فرسنگ عرض آن جزيره است وآن قوم بتپرست باشند وبتخانه بسيار باشد وايشان را نعمت ودستگاه فراوان بود وأنواع نباتات وحيوانات موجود بود .
ودر شمال اين جزيرهاى ديگر است كه قريب چهل فرسنگ مسافت طول وعرض دارد وبتخانه [ اى در آنجا ] « 2 » وبتي بزرگ آنجا نهاده ومرصع كرده وهربتپرستى كه به وقت معين در اين بتخانه حاضر شود گويند كه حجى بزرگ كرده است ومىگويند كه اين بت هر سال خونى مىكند وأهل اين جزيره هر سال غريبى را به دست آورند ومىگيرند
و
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .
( 2 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .