صورت خود را ببيند بميرد ، همچنان كردند ، آنچنان بود .
سؤال
چون است كه جانورى اين همه وقت خود را مىديد نمىمرد ؟
جواب
زهر در دهان مار است چون صيد مىكند وچيزى مىخورد البتة با زهر دهان آلوده كند بعد از آن فرو برد مع هذا مار نميرد وگوشت أو مسموم نيست ، مىخورند وقرص مىسازند . از براي آنكه زهرمار در دهان مار است ومزاج مار طبيعي است وهر چيزى كه طبيعي باشد مضر ومهلك نبود واين جانور را همه اندام طبيعي است . ونيز اين علت هلاككننده بر سر وچشم آن جانور است . شايد اگر كسى قفاي أو ببيند نميرد .
سؤال
پس مىبايد كه اگر دو جانور چنين باشد ، هرگاه يكديگر را ببينند هر دو هلاك شوند .
جواب
اين جانور ديگر يا بچهء أو باشد يا از جنس أو بود . مثلا اگر طفلى شيرخواره ، سوزنى به زهر فرو برند وبه آن طفل دهند ، آنقدر كشنده نباشد واگر هرچند روز اندكى از آن زهر زيادة كنند چون بزرگ گردد ، زهر وى را طبيعي شود واگر يك مثقال از آن زهر بخورد نميرد واگر بكلى ترك كند ، مرضى پديد آيد .
اين جانور از روز أول وى را ديده يا از أو زائيده ، پس ديدن آن