مىشود . كيمياگر آن را تربيتى مىكند وإكسير مىسازد .
ودر ملك فارس وكرمان وشام گياهى است كه برگ بزرگ پهن بر زمين مىاندازد ويكى چون تير راست از ميان برمىآيد كه چون آن يك شاخ را از زمين بركشند دو حب دارد ، يكى بر بالا ويكى به زير ، به هم پيوسته . آن حب بالا قوت باه مىدهد واگر عنين بخورد رجوليتش پديد آيد وآن يك دانه از زير بعكس باشد .
ومشهور است كه در دمشق آب روان در خانهها باشد ومسجدى است بغايت معمور ودوازده هزار پيغمبر در محراب مسجد دمشق مدفونند وشهري در ميان بعلبك وفلسطين ودمشق وعسقلان افتاده است وآن را طبريه مىخوانند وآبى مىآيد وبحيرهاى ظاهر گشته وآن را درياى طبريه مىخوانند .
وديگر ملك مصر وشام ولايت بسيار دارد وچيزهاى بس عجيب وغريب باشد وبعضي خداى تعالى آفريده وبعضي ساختهاند حكما همه به امر وتقدير خداى تعالى .
ودر ميان شام وحجاز شهري است كه آن را تيما مىخوانند وحصني بغايت محكم دارد از سنگهاى ملون وعربان آن را حصن أبلق مىخوانند وآن را سليمان ساخته است واشعار بسيار به وصف آن گفتهاند ومثل شده .
بعد از آن منارهء اسكندريه ، چيزى بغايت عجيب ساختهاند . ويكى از عجايب دنيا منارهء اسكندريه است وأصل آن از آبگينه بود وشكلى چون خرچنگ از مس ساختهاند بغايت بزرگ ودر ميان دريا وآب نهادهاند وبر پشت آن بنياد مناره از آبگينه كردهاند واز جانب مناره تا كنارهء زمين قنطرهها از آبگينه ساختهاند وچهارصد وپنجاه گز بلندى آن منار است
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 66
مساهمون: ستوده
ص٦٦