در بيان احوالات باقى اولياء الله كه در محلهء سرخاب مدفونند
راقم الحروف مىگويد كسانى كه احوالات ايشان در بعض از تواريخ و سير ثبت بود ما هم نموديم لكن كسانى مىباشند كه خبر از حالاتشان نيست مگر همين اسم ، ما هم به اسم اكتفا مىنمائيم چنانچه در احوالات امامزادگان و سادات اين قرار را داشتيم و اين را هم در احوالات اصحاب كبار در كيفيت قدامة بن حصين اشاره كرديم كه حقير لا بد هستم هرچه مولانا حشرى - عليه الرحمة - نوشته ما هم بالطبع اشاره نمائيم اگرچه آن بزرگوار را « اولياتراش » خواندهام .
مولانا حق هو : چون ورد زبان آن بزرگوار على الدوام حق هو بوده از آن جهت به همين اسم شريف مشهور شده . گويند آن بزرگوار از سالكان طريق يقين و از مشايخ حقايق آئين است . رحمة الله عليه .
مولانا پير جولاه « 1 » : صاحب روضة الاطهار نوشته : آن بزرگوار را پير نسّاجان مىدانند . بر سر مزار آن بزرگوار لوحى است كه بر آن نوشتهاند : هذا مرقد شيخ المحققين شيخ محمد . رحمة الله عليه .
مولانا خواجه محمد شمّام « 2 » : آن بزرگوار از اجلهء اولياء عالىمقام است كه در ميان عرفا در [ 42 ] مراتب دوم مىشمارند . رحمة الله عليه .
مولانا تاج الدين : آن جناب به على منشارى مشهور شده . آن حضرت از جملهء هفتاد و دو بابا است كه در خدمت مولانا حسن ولى سرخابى ملازمت داشت « 3 » .
مولانا فخر الدين : اسم مباركش احمد . در ابتداى حال آهنگر بود و زره را بسيار خوب مىساخت چنانچه به احمد زرهساز « 4 » مشهور شده . آن جناب مريد تاج الدين منشارى بود . بعد از وفات در جوار استاد خود منزل گزيد « 5 » .
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 87 .
( 2 ) . همان ، ص 87 .
( 3 ) . مولانا تاج الدين على در علم قرائت يگانهء آفاق بوده است ( روضة الاطهار ، ص 94 ) .
( 4 ) . در روضة الاطهار : « فخر الدين احمد ارهگر » .
( 5 ) . روضات الجنان ، ص 159 ؛ روضة الاطهار ، ص 94 .