[ . . . . ] مگر سلطان احمد جديد الاسلام كه هيچوقت در تبريز ننشسته . اما احتمال مىرود كه يكى از نايبالحكومههاى ايشان باشد كه به نام پادشاه شهرت كرده .
خواجه محمد زرين قلم « 1 » : آن جناب را از اجلهء خطاطين دانستهاند و اعتقاد بعضى اين است كه آن جناب را زرين قلم بدان سبب مىخوانند كه در حين كتابت ، قلم در دستش زر شده است . به اعتقاد راقم ، اين مطلب اوهامى است و بلكه زرين قلم لقب او است مثلاينكه ميرزا حسين معاصر ما را مشكين قلم مىخوانند .
مولانا محمد خاكى « 2 » : از اجلهء عرفا و مردى مستجابالدعوه بوده . معاصرين آن بزرگوار اعتقاد تمام به وى داشتند و بعد از وفاتش بنا به تعليمى كه خودش كرده بود روزهاى شنبه بر سر قبرش رفته بعضى از سورههاى كوچك را مىخواندند و دعا مىكردند . قبول و به درجهء اجابت مىرسيد . رحمه الله .
مولانا شيخ كبير « 3 » : آن جناب اعبد و ازهد زمان خود بوده . نوشتهاند سواى اينكه به عبادات و فروعات مىپرداخت دوانزدههزار بار كلمه طيبهء لا إله الا الله ذكر مخفى ورد هر روزهء او بود .
مولانا شمس الدين خطاط « 4 » : در خط نسخ مرتبهاى بزرگ داشت . مشهور است كه مولانا نعمة الله بوّاب ، كتابهء مسجد جهانشاه را با همدستى شمس الدين نوشته « 5 » . آن جناب در سال نهصد و سى هجرى سال دوم از جلوس شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى داعى حق را لبيك گفته در جوار قاضى محيى الدين به خاكش كردند .
مولانا درويش آقا بيك « 6 » : كه يكى از درويشان صاحب كمال و عارفان ذو الجلال بوده .
دائم اوقات در گوشهء عزلت نشسته و به ذكر خفى مشغول بوده .
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 97 .
( 2 ) . روضات الجنان ، ص 194 ؛ روضة الاطهار ، ص 97 .
( 3 ) . روضة الاطهار ، ص 98 .
( 4 ) . روضات الجنان ، ص 122 ؛ روضة الاطهار ، ص 98 .
( 5 ) . وى شاگرد مولانا نعمة الله بن محمد بواب است كه كتابهء مسجد جهانشاهى به خط اوست ( روضة الاطهار ، ص 98 ) .
( 6 ) . روضة الاطهار ، ص 97 .