مولانا جمال الدين امير قواس و شاگردش غياث الدين محمد : كه هريك ركن ركين ارشاد بودند در نزديكى مزار تاج الدين مدفون شدند . هنوز علامتى از قبر هيچكدام از اين چهار نفر كه بعد هم خلفاى يكديگر بودند در ميان نيست . مگر همين نام ناميشان .
رحمة الله عليهم .
مولانا مغربى و مولانا مشرقى « 1 » : از قرارى كه صاحب رياض الابرار نوشته اسم هر دو بزرگوار محمد بوده . شرف شوق يكديگر ، يكى را از ملك خراسان ، دومى از كشور سودان كشانيده در اين بقعهء پاك به هم رسانيد . در يك ملاقات مولانا محمد مغربى ، مولانا محمد مشرقى را جذب نموده مريد خود نمود و مادامالحيات از هم تحصيل سعادت مىكردند و هرگز مفارقت ننمودند و چون از اين دار ملال ارتحال نمودند در جوار همديگر آسودند . چون يكى از خراسان و ديگرى از سودان آمده بود لهذا مردم آنها را « مغربى » و « مشرقى » خواندند .
از قرارى كه معلوم مىشود اين مغربى سواى شمس مغربى است كه ديوانش الآن در ميان خلايق مشهور است چنانچه ما هم در احوالات شعرا خواهيم نمود .
مولانا سليمان شاه جوهرى « 2 » : آن بزرگوار از كبار اولياست . آن جناب را « شاه مرتاضان » مىگفتند از آن جهت به « شاه سليمان » شهره گرديد . در به دو حال جواهرفروش بوده ، مكنت بسيار و جمعيت بىشمار داشته . بهيكبار جذبهاى از جذبات الهى او را درربوده ترك علايقات كرده تجريد اختيار نموده متوجه تبريز شده در ميدان صاحبآباد منزل نموده هم در آنجا وفات نمود و در محله سرخاب مدفون گرديد . و قال فى سلسلة الاوليا :
كان من ارباب القلوب و المكاشفات و الحقائق و الاخلاق المرضية . شأنه كبير و هو من ابرار .
مولانا ابى حامد « 3 » : و هو افضل الدين محمد بن اسعد الدين فقيه تبريزى .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 175 ؛ روضة الاطهار ، ص 94 .
( 2 ) . همان ، ص 175 ؛ همان ، ص 95 .
( 3 ) . همان ، ص 176 ؛ همان ، ص 95 .