گريبان است . هرچه لابه كردم و سؤال نمودم جواب نداد لكن بنده هيچوقت از آن جناب غفلت نداشتم مگر شبى او را تنها گذاشته مهمان رفتم . صبح كه رجوع نمودم ديدم آن بزرگوار در ميان حجره عبا را بر روى خود كشيده خوابيده . عبا را رد كرده ديدم كه جان به جانآفرين تسليم نموده و كاغذى نوشته در زير سر داشت . نگاه كرده ديدم كه به خطر سبز نوشته كه : فلانا ! لباس مرا فروخته خرج كفن و دفن نموده مرا در محلهء خاموشان در مزارستان گجيل دفن نماى . من هم امورات او را جابجا ادا نموده در اين منزل سكنى نمودهام تا مگر چنين فيض عظمائى بر من هم ميسر گردد .
وفات آن بزرگوار در سال هزار و صد و دوانزده ( 1112 ) هجرى مطابق سال چهارم از جلوس سلطان حسين صفوى اتفاق افتاده .
در ذكر احوال شيخ المتأخرين حاجى ميرزا حسين حكاكباشى
آن جناب از جملهء متشخصين اين سلسلهء عليه است و آن حضرت را از جملهء استادان خطاطين مىشمارند . در حقيقة الامر ثانى مير عماد و تالى حضرت سنگلاخ بود . اكثر خطوط الواح قبور اولياى شريعت و طريقت كه در تبريز مدفونند با خط مبارك آن جناب است . از آن جمله لوح قبر قطب الاقطاب كربلائى على اكبر خراسانى و زبدة العلماء آقا ميرزا عيسى خلف ثقة الاسلام حاجى ميرزا شفيع مرحوم كه هر دو در مجذوبيه مدفونند از علامتهاى تردستى آن بزرگوار است . الحق هر دو بزرگوار را زندهء ابدى نموده كه مادام الزمان ايشان از صفحهء روزگار محو و نابود نخواهند شد . و ميرزاى مشكين قلم كه قطعات ديوار بقعهء مجذوبيه را او نوشته و در آخر طريقهء باب گرفت از دستپروردههاى او بود .
كسب معاش آن حضرت از راه حكاكى بوده . از طرف قرين الشرف دولت عليهء ايران منصب « حكاكباشى » را دارا بود . مشهور است كه هر حرف از اعداد مفرده يك هزار دينار مىگرفت مثلا محمد كه چهار حرف است چهار [ هزار ] دينار اجرت كندن بود . و به خدمت اكثر اولياى اهل طريقت رسيده مثل مستعلى شاه مرحوم و ثابتعلى شاه مغفور و