تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
در عالم صورى و معنوى بر همگنان سبقت مىنمود و در مكارم اخلاق و مراسم اشفاق او را عديل و نظير نبود . در معارف عرفان [ 69 ] و مراتب ايقان يگانه بود . در ابتداى حال مرد فقيرى بود . روزى از براى سؤال به خدمت حضرت مجدد طريقهء رضويه حضرت سيد محمد نوربخشى رفت . آن بزرگوار چون آن يگانهء دوران را ديد استعداد او را پسنديد و به يك نظر كيميا اثر مس وجود او را زر خالص كرده از مقام فنائيت به منزل بقائيت رسانيد . مدت سيزده سال تمام در خدمت سيد مشغول زحمات شاقه گرديده فضلات اكل سيد مرحوم را خوردى و ترشحات كلماتش را چشيدى تا به مرتبهء عاليه رسيدى .
تا با تو توئى به دوست راهت ندهند * در بستر فقر تكيه‌گاهت ندهند تا تن دارى خرقه نپوشانندت * تا سر ندهى تخت و كلاهت ندهند
روزى كه حضرت شيخ صفى الدين اردبيلى در خانقاه سيد مرحوم مهمان بود و درويش هم در سرما مشغول خدمت بود شيخ از سيد سؤال نمود كه اين درويش چندى است كه خدمت اين خانقاه مىنمايد ؟ گفت سيزده سال . دوباره شيخ فرمودند چرا وجود او را در اين مدت دراز از رنگ عوارضات پاك نكرده‌اى و اين نيم‌تنه را تمام عيار ننموده‌اى ؟ عرض كرد در همهء اين عوالمات كه فرموديد به مقام اعلا رسيده يك چيزش باقى است ، آن است كه بايد شما اجازه بفرمائيد . خنديدند . بعد در همان‌جا هر دو اجازهء ارشاد درويش را داده مرخص فرمودند . آن بزرگوار در دار السلطنهء تبريز بر بستر فقر تكيه كرده مشغول به رسانيدن مطالب فقر گرديد تا در سال هفتصد و يانزده هجرى « 1 » ( 711 ) مطابق سال هشتم از سلطنت شاه خدابنده دل از دنياى دون بريده در قبرستان گجيل در مقبرهء فقيه زاهد در جوار اجداد پاكش مدفون گرديد . رحمة الله عليه .
هامش
( 1 ) . در روضات الجنان و روضة الاطهار متن « احدى عشر و سبع مائة 711 » بوده كه مصحح محترم روضة الاطهار آن را به پاورقى برده « احدى عشر و تسع مائة 911 » را در متن قرار داده‌اند .
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 147 | مير هاشم محدث / محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )