تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
در سه گز قد عالمى پنهان شده ! * بحر اعظم در نمى پنهان شده !
گويند كه شيخ عبد العزيز هروى هفت سال خدمت تطهير خانهء او نموده . آن جناب عمر طويل يافته . از خلفا المسترشد بالله ، الراشد بالله ، المقتفى بالله و المستنجد بالله را دريافته و در سال پانصد و شصت و هشت ( 568 ) هجرى ، در دومين سال از خلافت مستضى در زمان سلطنت ملك ارسلان سلجوقى متوجه بقا شده در محلهء خاموشان در مزارستان گجيل به خاكش سپردند . رحمة الله عليه .

در ذكر احوالات اسرار دين آقاى شيخ الاسلام پير - رحمة الله عليه « 1 » -

اسم مباركش حاجى حسن . از براى امر معاش ، كسب زه‌تابى مىكرد . آن بزرگوار را از آن جهت [ 68 ] شيخ الاسلام مىگفتند كه در امر معروف سعى بليغ داشت و الا منصب شيخ الاسلامى را دوست نداشت . وى از اكابر اولياى تبريز است و تربيت از روح پرفتوح مرشد ربانى جناب شيخ اسماعيل سيسى يافته . ظهور آن بزرگوار در زمان سلطنت امير اسكندر بن قرايوسف بوده . مشهور است كه آن جناب روزى در محوطهء خود نشسته بود . امير اسكندر از همان كوچه گذر مىكرد و فرزندش قباد از پشت سرش روان بود . امير اسكندر چون به آن بزرگوار رسيد اسب را دركشيده ايستاد و گفت : جناب شيخ ! چرا اين‌قدر در آزار خويش و خلايق سعى دارى ؟ ترا با امر معروف چه كار ؟ ! زمان من سهل است همىترسم كه اين پسر من كه بعد از من جانشين من است ترا آزار و اذيت نمايد . فرمودند : مقدرات الهى نه چنين است كه تو گمان برده‌اى بلكه من مىترسم آنچه از شيرويه به پرويز رسيد و آنچه منتصر به متوكل كرد واقعه‌اى چنين به سر تو وارد آيد و بعد از آن اين آيهء وافى هدايهء
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 2 » را قرائت كرد .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 388 ؛ روضة الاطهار ، ص 122 . ( 2 ) . رعد / 39 .
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 145 | مير هاشم محدث / محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )