مولانا ملاى رومى در رسالهء فيه ما فيه او را مخاطب قرار داده و از طرف مادر به حسام الدين چلبى منتهى مىشود كه معاصر جلال الدين رومى بوده چنانچه افتتاح همهء مجلدات مثنوى به نام نامى آن جناب مزين است . و من مخاطباته :
اى ضياء الحق حسام الدين بسى * ميل مىجوشد به قسم سادسى
گشت از جذب تو چون علامهاى * در جهان گردان حسامى نامهاى
پيشكش بهر رضايت مىكشم * در تمام مثنوى قسم ششم
پيشكش مىآرمت اى معنوى * قسم سادس در تمام مثنوى
شش جهت را نورده زين شش صحف * كى يطوف حوله من لم يطف
لاجرم آن بزرگوار شرافت طرفين را جامع بود و در معرفت كمال ، فاضل يگانه و حكيم فرزانه . در علم حكمت و طريقت و شريعت كمتر كسى با آن جناب برابرى مىنمود و با اهل روزگار و ابناى ليل و نهار معاشرت كمتر مىفرمود . با فقرا لطف خاص و عنايت مخصوص داشت و از مراتب لطف و شفقت هيچگونه فرونمىگذاشت .
آن بزرگوار به خيال سياحت افتاده و راه ايران پيموده در عالم سياحت به خدمت شيخ كامل هزار الحمد رسيده خرقه از دست وى پوشيد .
آن جناب را از مشايخ سلسلهء ادهميه مىشمارند بدين قرار : او مريد هزار الحمد ، و او مريد شيخ ارخه ، و او مريد پير فارسى ، و او مريد شيخ عيسى [ قدسى ] و او مريد داود تقى ، و او مريد شيخ عبد الوهاب ، و او مريد شيخ عبد الصمد ، و او از شيخ ابراهيم تسترى « 1 » مشهور به خباز ، و او از شيخ ابراهيم خطاب ، و او از ابو معدن صنعانى ، و او از سلطان ابراهيم ، و او از امام همام محمد بن على بن حسين عليه السلام .
صاحب رياض الابرار و روضة الاطهار در كتب خود آوردهاند كه آن بزرگوار حلواى اول خواجه على شاه جيلانى را بىكفچه با دست مبارك خود برهم مىزد و مىپخت . تفصيل اين مطلب مطول است هركه طالب باشد رجوعش به آن دو كتاب است .
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار : « دينورى » .