در ذكر احوال قدوة المتأخرين حضرت رونق على شاه
اسم شريف آن قدوهء اهل تحقيق سلطان خدابنده ، از كملين عرفانى معاصرين است .
در ابتداى حال تحصيل مراتب علوم صورى نموده در بعض علوم مختلفه دارا و مسلط شده چون از اخذ علوم رسمى مستغنى شده به خدمت زين العارفين حاجى محمد حسن افشار - قدّس سرّه - رسيده دو سال تمام در خدمت آن حضرت از دل و جان كوشيده در معارف حقيه و معالم باطنيه مقامات عاليه يافته از خدمت استاد ، اجازهء ارشاد عباد يافته به دار السلطنهء تبريز مراجعت نموده در محلهء سيلاب مسند ارشاد و تزكيهء قلوب گسترده به نشر مطالب و مقاصد مشغول گرديده گمراهان طريق طريقت را به راه مستقيم دلالت مىكرد تا در سال هزار و دويست و شصت و نه ( 1269 ) هجرى مطابق سال ششم از جلوس ميمنت مأنوس حضرت ظل اللهى - ادام الله ملكه - لب از گفتار بسته از پس صداى
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 1 » شتافت و در تكيهاى كه از همت با رفعت خود آن بزرگوار بنا شده بود به خاكش سپردند . « 2 » الحق در بناى تكيه همت بزرگ نموده كه فقرا و دراويش هر ولايت در فصل بهار و تابستان در آن بقعه كه گوشهاى از باغ جنان است سكنى نمايند . مزار لازم الانوار آن بزرگوار مطاف همهء غريب و بومى است . سلسلهء طريقتش بدين قرار است : رونق على شاه مريد حاجى محمد حسن افشار و او مريد ميرزا مسلم ارموى و او مريد حضرت مجذوبعلى شاه است . و بعضى او را مريد حاجى محمد حسن و او مريد حاجى عبد الوهاب نائينى و او مريد حسينعلى شاه دانستهاند ، و اين معتبر است ، تحقيق شد .
هامش
( 1 ) . فجر / 28 .
( 2 ) . درحالىكه زين العابدين شروانى فوت او را چهل و چهار سال قبل از اين و مزارش را در محلى ديگر نوشته .
متن بستان السياحة چنين است : « تا آنكه در حدود سنهء هزار و دويست و بيست و پنج هجرى از اين سراى فانى به عالم باقى درگذشت و در قرب مزار فيض مدار مشتاقعلى شاه - قدس سره - آسوده گشت » ( بستان السياحة ، ص 148 ) .