تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بد بدانجا نظر نمىكردند و او را برادر حاجى بكتاش مىدانسته به زيارتش مىشتافتند و صاحب روضة الاطهار هم او را [ 61 ] بين الشكوك برادر حاجى بكتاش شمرده . بر محققان اين فرقه مخفى نيست كه حاجى بكتاش در حدود سال ششصد و شصت [ 660 ] هجرى زمان سلطنت هولاگو خان بن تولى خان بن چنگيز خان از خراسان كه محل تولد و وطن آن بزرگوار بود راه روم پيموده به دارالحكومهء آل عثمان رسيده در آن وقت خواندگار آن كشور سلطان مراد خان بن اور خان بن عثمان بك بوده چنان‌كه در تاريخ هشت بهشت مفصلا مسطور است . جل الخالق ! يك نفر را از كشور خراسان به ممالك روم جذب مىنمايد كه مريدان و تابعان او كه عبارت از نيكىچريان باشند قريب به ششصد سال چنان مسلط و زبردست باشند كه هركه را از سلاطين خواهند نصب كنند و هركس را خواهند عزل و قتل نمايند چنان‌كه داعى اين مطلب را در كنز العجائب نوشته‌ام . احتياج به تكرار ندارد . به هر حالت اين بزرگوار برادر حاجى بكتاش نيست و فاصله در ميان اين دو بزرگوار زياده از صد سال است . وفات دوست خدا در سال هفتصد و هفتاد و شش ( 776 ) « 1 » مطابق سال وفات سلطان اويس ايلكانى بوده مدفنش در ششكلان است . در زمان سلطنت شاه طهماسب اول در سال نهصد و چهل و نه ( 949 ) از هجرت ، رجب ابدال نام از رؤساى روم كه در آن وقت منصب ميرآخورى داشت قبه و صحن بر مرقد آن بزرگوار قرار داد لكن به مرور دهور و انقلابات زمانه چنان منهدم شده كه اثرى بجز اسم از او نداريم .

در بيان احوال اوتاد اقطاب بابا عبد الرحمن مجذوب « 2 »

آن بزرگوار از مريدان حضرت سلطان جنيد صفوى بوده . در زهد و تقوا و ورع و پرهيز نادرهء دوران بود . در سالى كه جهانشاه بن قرايوسف ، سلطان جنيد را اخراج بلد
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار : « وفاتش در جمادى الآخر سنهء خمس و ستين و سبع مائة 765 واقع شده و اين تاريخ بر لوح مزارش مرقوم است » . ( 2 ) . روضات الجنان ، ص 407 ؛ روضة الاطهار ، ص 51 .