مولانا شيخ نور الدين بيمارستانى « 1 » : وى از اكمل اولياست . حضرت مستعلى شاه شروانى در بستان السياحهء خود آن جناب را از مقبولين اسم برده اما هرچه داعى احوالش را جستم نيافتم .
مولانا كمال الدين : اسم آن جناب عبد الله . در نخجوان او را از اولاد شيخ بزرگوار شيخ اوحد كرمانى دانستهاند . در سال هشتصد و يك ( 801 ) در زمان سلطنت [ 44 ] امير تيمور گوركان سر به خاك تيره كشيده .
مولانا محمد قطاب « 2 » : و خلف سعادتمندش جناب خواجه عبد الرحيم مشهور به خلوتى كه از اكابر دين و پيشوايان طريق يقيناند و دائما در ترويج شريعت مقدسه و طريقت مطهره تأكيد بليغ داشتند بخصوص مولانا خلوتى - عليه الرحمة - كه ثقل على حده و مقامى ماوراى اين مقامات داشت . وفات خواجه عبد الرحيم در سال هشتصد و پنجاه و پنج « 3 » ( 855 ) در اختلال اولاد شاهرخ ميرزا ابن امير تيمور واقع شده .
مولانا شيخ نظام الدين غورى « 4 » : از اكابر اولياست . آن بزرگ را در علوم ظاهرى و باطنى مهارت عظيم بوده و جماعت اجنه مسخر فرمان وى بودند .
مسقط الراس آن جناب از غور خراسان است و از جملهء مشايخى است كه جناب مير سيد على همدانى به صحبت ايشان مشرف شده . در سال هفتصد و پنجاه و دو در زمان دولت سلطان ابو سعيد « 5 » از حيات فانى اعراض نموده و به جهان جاويد انتقال نمود .
مولانا سمسار « 6 » : آن بزرگوار از اعيان اين سلسلهء عاليه بود . در سال هفتصد و هشتاد و هفت ( 787 ) زمان دولت امير تيمور گوركان رخت به دار البقا كشيد .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 157 ؛ روضة الاطهار ، ص 100 .
( 2 ) . همان ، ص 83 ؛ همان ، ص 110 ؛ روضات الجنان : « محمد الاقطابى المشرقى » .
( 3 ) . روضة الاطهار : « 895 » .
( 4 ) . روضات الجنان ، ص 108 ؛ روضة الاطهار ، ص 113 .
( 5 ) . روضات الجنان : « در شهور اثنتين و خمسين و سبع مائة ( 752 ) در زمان سلطنت ملك اشرف بن امير تيمور تاش بن امير چوپان » و اين درست است چون ملك اشرف از 744 تا 759 در آذربايجان حكومت مىكرده است .
( 6 ) . روضة الاطهار : « نجم الدين محمد سمسارى » . روضات الجنان ، ص 113 ؛ روضة الاطهار ، ص 113 .