مولانا استاد پيرحمامى « 1 » : وى درويشى صاحبحال عالىمرتبه بود و به امر حمامگرى اشتغال داشته . وى مريد سلطان پيره خواجه جان امرودى است و او مريد شيخ مصطفى عيزى كندى ، و او مريد حضرت شيخ بابا ، و او مريد شيخ زاهد گيلانى و او مريد شيخ جمال الدين تبريزى ، و او مريد شيخ شهاب الدين اهرى بوده و او مريد ابو غنائم ركن الدين سجاسى ، و او مريد قطب الدين ابو بكر ابهرى ، و او مريد نجيب الدين سهروردى ، و او مريد قاضى وجيه الدين ، و او مريد شيخ جنيد بغدادى ، و او مريد شيخ سرى سقطى ، و او مريد معروف كرخى ، و او از مواليان امام همام على بن موسى - عليه السلام - بود .
مولانا حافظ كمانكش « 2 » : از متكلمين اين فرقه بوده . مشهور است در هر مجلسى كه آن بزرگوار حضور داشت كسى را ياراى تكلم نبود . وجود آن بزرگوار در حقيقت منحصر بفرد بود و قرآن را به آواز خوش و به اعراب درست مىخواند .
مولانا برهان الدين واعظ و قاضىزادهء سجستانى انصارى « 3 » : هر دو معاصر و موافق يكديگر در زمان سلطنت جهانشاه بن يوسف شاه قراقوينلو ظهور كرده بودند . جهانشاه بنا بر قابليت و استعداد ، ايشان را به تبريز آورده امورات كليهء ولايت را به عهدهء ايشان نهاد .
آن بزرگواران در فارسى و عربى منشى بىنظير بودند و بعد از وفات هم در جوار يكديگر آسودند .
بعد راقم گويد : مزار رازيار عراقى و پير قنديلى كه هر دو از هفتاد و دو بابا هستند در سرخاب است و مولانا ضياء الدين حسين بزاز و مولانا اسحاق واعظ و عبد الله خوشنويس مشهور به طباخ و شيخ محمود اچهوارى و بابا اسماعيل و شيخ شهاب الدين و بعضى از عرفا كه نام نبردهاند [ 45 ] مولانا حشرى - عليه الرحمة - در كتاب خود نشان داده ، از آنجا كه از احوالاتشان خبر نداشتيم به نام اكتفا كرده از كم و كيف درگذشتم .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 206 ؛ روضة الاطهار ، ص 117 .
( 2 ) . همان ، ص 192 ؛ همان ، ص 117 .
( 3 ) . همان ، ص 114 ؛ همان ، ص 113 .