تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1891

مساهمون:

ص١٨٩١
در سنهء يك هزار و چهار كه خبر ورود ازبكيه به خراسان شايع گرديد ، شاه عباس به‌طور ايلغار با قشون آذربايجان به سمت خراسان تاخت . در جاجرم ذو الفقار خان و فرهاد خان « 2 » سردار كه به‌طور طليعه و پيشقراول يك منزل جلو اردوى شاه عباس حركت مىكردند با جمعى از سواران ازبكيه برخورده در حالتى كه آنها جمعى از فراشان پيشخانه را اسير نموده بودند و به طرف اسفراين كه اردوى عبد المؤمن خان آنجا بود مىبردند جنگ سختى درپيوست و جمعى از معارف سردارهاى عبد المؤمن خان از قبيل محمد قلى دورميش و سونج تركمان زنده به دست آمدند و مقتول شدند . در هزار و هفت هجرى كه سال دوازدهم سلطنت شاه عباس اول بود و اين پادشاه به سفر خراسان مىرفت ، در جاجرم كه يكى از منازل اردو بود ، شب ولى خان ميرزاى ولد عليقلى خان « 3 » نوادهء دورميش خان شاملو مقتول گرديد . تفصيل اين اجمال آن‌كه ولى خان ميرزا كه يكى از امراى شاه عباس و سمت مصاهرت او را داشت به صالح نام تبريزى كه جوانى ساده و خوش‌منظر و در سلك پيشخدمتان پادشاهى منسلك بود عاشق شده دو سه مرتبه عالم ميل و عشق خود را به صالح اظهار نمود . صالح اعتنائى به اظهار عشق او نكرده بلكه مراتب را مخفيا به عرض شاه عباس رسانيد . از طرف آن پادشاه مقرر شد كه يكى از شبها كه ولى خان ميرزا از حضور به سراپردهء خود مىرود صالح او را به قتل رساند . اين بود كه شبى در جاجرم ، ولى خان ميرزا بعد از آن‌كه در حضور شراب زيادى خورده بود به چادر خود معاودت مىكرد صالح تبريزى از قفاى او رفته با شمشير او را از پا درآورده منصب و تيپ بلكه زوجهء او به حسين خان - ميرزا برادر كوچك او بخشيده شد و جسد او را چند روز در اردو كه در حوالى جاجرم بود بىكفن و دفن انداختند كه عبرتا للناظرين باشد و بعدها ديگر كسى به محارم خلوت پادشاهان چشمداشت نداشته باشد . همين‌كه اردو از آنجا حركت نمود ، به التماس برادر كهتر ، او را دفن كردند . در سنهء يك هزار و صد و هشتاد و هشت ، در وقتى كه حسينقلى خان قاجار
هامش
( 2 ) - فرهاد خان قرامانلو سردار مورد علاقهء شاه عباس كه در 1006 به فرمان شاه عباس به جرم سستى در جنگ با ازبكان كشته شد . ذو الفقار خان برادر وى نيز چندسال بعد به همين سرنوشت گرفتار آمد . ( 3 ) - عليقلى خان شاملو للهء شاه عباس بود و حكمران هرات .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1891 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى