و لولهها قرار دادهاند كه به واسطهء آنها آب از چشمهها خارج و جارى مىشود و بساتين و باغات را آب مىدهد . و مسجد جامع دينور دور از بازار و دكاكين است و بر منبر آن مسجد قبهاى است نيكو و مقصوره و گنبدى دارد كه بهتر از آن مقصوره و گنبدى كه مرتفع از زمين مسجد باشد نديدهام .
صيمره :
صيمره كه همان ماسبذان است و بلدى است بزرگ و معمور ، كثير الخير و دهات و رساتيق متصل به شهر دارد و محل وسيعى است كه در طريق سختى واقع شده .
كرج ابو دلف شهرى است مرتفع و عماراتش از هم منفصل و منقطع و مسجدش منحصر به فرد است و آبهايش بعينه همانطور است كه در شهر دينور ذكر نموديم . و اين اقليم جبال كرج ديگرى هم دارد .
ذكر مجملى از شئونات مطلق اقليم جبال
جبل اقليمى است كه هواى آن سرد است و يخ و برف آن بسيار و هوايش خفيف و لطيف و اهلش با لطافت و لياقت . و از بلاد جبال ، فقط اصفهان شهرى است كه در آن يهودى بيش از نصارى است و گبر و مجوسش بسيار است و علما و فقهاى آن معروف و مشهور مىباشند و به كثرت خيرات و مبرات موصوف و مذكور و مذاهب آنها مختلف است .
اما رى غالب مردمش حنفى و نجاريه « 4 » بوده مگر اهالى كوهپايههاى شهر كه زعفرانيه « 5 » مىباشند و در حدوث و قدم حقيقت قرآن توقف دارند . و از يكى از اصحاب صاحب عباد شنيدم كه مىگفت صاحب در هر چيزى اقرار مىنمايد مگر در خلق و مخلوق بودن قرآن و ابا عبد الله زعفرانى را ديدم كه عدول از مذهب آباواجداد خود كرده بود و مذهب نجاريه را اختيار نموده و بدين جهت اهل رساتيق از او تبرا
هامش
( 4 ) - يكى از فرق مجبره كه از پيروان محمد بن حسين بودند ( بيان الاديان ) .
( 5 ) - زعفرانيه نام فرقهاى است كه به حادث بودن كلام الله قائل مىباشند و گويند كلام حق غير از خود اوست بنابراين بايد مخلوق باشد . مع هذا گاهى به مخلوق بودن قرآن هم قائل نمىشوند ( لغتنامه دهخدا : زعفرانيه ) .