تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2099

مساهمون:

ص٢٠٩٩
شقاقلوس « 8 » مىشود و انگشتهاى پاى او را قطع بايد نمود و آب زندرود سالم و خوب است و هواى آن لطيف و نيكو و مايهء تعجب ، و فواكه و ميوه‌هاى رى ردى است . و عجايب چند در اقليم جبال است : از جمله قريب به بيستون صور عجيبه ديده مىشود كه به عقيدهء بعضى صورت دواب كسرى است . و نهر اصفهان را محلى است كه آب آن نهر در آن محل فرو مىرود « 9 » و جز پرندگان كسى نزديك به آن محل نمىشود . و در دهات محال رويدشت اصفهان تلهاى ريگ هست كوه مانند كه به هيچوجه باد آن ريگها را جابجا نمىكند . و در ناحيهء كاشان حصارى است و دور آن حصار خندقى و احاطه كرده است حصار شهر را ريگ . پهن كرده است باد ريگ را در حول خندق و از آن ريگ چيزى در خندق نمىريزد و اگر بريزد همان لحظه باد مىوزد و آن را بيرون مىاندازد . و در وسط آن ريگ صحرايى است يك فرسخ در يك فرسخ و گاو و گوسفند اهالى را در اين صحرا حيوانات درنده اذيت مىكند و مىدرد و در نواحى كاشان كوهى است كه رشحات و قطرات از آن مثل عرق بيرون مىآيد ولى سيلان نمىنمايد و در هرسال همين‌كه به حساب تاريخ فرس قديم ماه تير و روز تير با هم موافق آيد « 10 » و جمع شود مردم در آن كوه اجتماع كرده و ظرفهائى با خود دارند و با سنگهاى كوچك كه به اندازهء كف دست است به آن ظرفها مىزنند و مىگويند اى كوه سيراب كن ما را از آب خود و فلان غله ما را مشروب نما و فلان درد ما را چاره‌ساز . و در آن وقت براى هريك به قدر حاجت آبى جمع مىشود . و در نواحى كاشان قسمى از روئيدنى است كه بر روى زمين پهن و منبسط مىشود و حالت شيشهء سفيد درخشندهء براق به هم مىرساند و در دواها آن را استعمال مىكنند . و در نواحى اصفهان مرتع و چراگاهى است كه مارهاى عظيم دارد و طول آن مارها از يك ذراع الى پانزده ذراع مىباشد . و در دهات قهستان مارها هست كه اطفال با آنها بازى مىكنند و مارها آنها را نمىگزند . و در دهات
هامش
( 8 ) - شقاقلوس به معناى قانقرايا ( گانگرن ) است . ( 9 ) - منظور باتلاق گاوخانى است كه امروزه « گاوخونى » خوانده مىشود . ( 10 ) - مقصود روز تير است سيزدهم روز از ماه تير كه همان عيد آب‌پاشان يا آب پخشان است .