مىنمودند بلكه سلاطين مقدونيه كه از اولاد سلوكوس نيكاتر « 6 » سردار اسكندر بودند و چندى در ايران سلطنت داشتند نيز براى ييلاميشى غالبا فصل تابستان را از شامات يا سلوسيد به همدان مىآمدند . اين بود وضع و حدود مدى صغير .
اما مدى كبير محدود است از طرف مشرق به پارتى ( طبرستان ) و قدرى از سلسله جبال كوسى و طوايفى كه در آن نواحى سكنى دارند بسيار وحشى هستند و هميشه از سلاطين ايران باج مىگرفتند مگر وقتى اسكندر در فصل زمستان بر آنها تاخته و غالب آمد . و از طرف شمال حد مدى كبير گيلان و مازندران است . و از جانب جنوب محدود به كوه پاطاق كرند و جبال پشتكوه لرستان و از سمت مغرب به ارمن .
در مدى كبير مرغزار و چمن زياد است . مراعى و مراتع بسيار دارد .
على الخصوص مرتع اسب و ماديان و يكى از آن مراتع موسوم به هىپوبوتو مىباشد يعنى داية الدواب « 7 » . و اين مرتع در بين راه فارس و دربند خوار واقع است . در عهد سلاطين كيان پنجاه هزار ماديان كه متعلق به سلطنت بود در آنجا چرا مىكردند . اين ايلخى يكى از ايلخيهاى سلطنتى بوده و اسبهاى خوب كه معروف به نيزى « 8 » بودند از اين ايلخى عمل مىآمده و اين قسم اسب مخصوص اصطبل خاصهء پادشاهى بوده . امتياز اين چمن از ساير چمنها به علفى مخصوص بوده است كه كمتر در ساير چمنها و نقاط ديگر ايران و يونان مىروئيده و آن علف را سيلفيوم يا سيلف يا لوزرن مىناميدند .
وضع و هيئت مدى كبير طورى است كه عرض و طولش مساوى مىباشد . منتهاى عرض آن چهار هزار و يك صد استاد است و ابتدا مىنمايد از كوه زاگروم ( پاطاق كرند ) كه در بند مدى مىباشد و انتهاى آن دربند خوار است و مالياتى كه از اين مملكت به سلاطين كيان مىرسيد
هامش
( 6 ) -Seleucos Nicator( 7 ) - چمن هىپوبوتو محتمل است كه همين چمن سلطانيهء حاليه باشد يا چمن گندمان .
و علف موصوف همين يونجه است كه در اغلب چمنهاى ايران خودرو مىرويد . به موجب بعضى اطلاعات در سوالف ايام يونجه در يونان به عمل نمىآمد . گويند وقتى كه داريوش كه گشتاسب باشد قشون به يونان كشيد طايفهء مد كه جزء عساكر داريوش بودند تخم يونجه را با خود برده در آن سرزمين كاشتند و رفتهرفته اين علف در آنجا وجود به هم رسانيد و زياد شد ( ا ع ) .
( 8 ) - مسلما اين كلمه نسبت است از نسا يا نسائى . نسا مركز تربيت اسب بوده در غرب ايران .