تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2066

مساهمون:

ص٢٠٦٦
خود نموده‌اند و اين ظفر و غلبه يعنى استرداد سم‌باسه وقتى سلاطين مدى صغير را حاصل شد كه پادشاه ارمن از قيصر روم شكست خورده و سلطان مدى صغير با قيصر عهد مودت بسته بود و با پادشاه اشكانى كه در آن وقت سلطنت داشت نيز خالى از رابطهء دوستى و خصوصيتى نبود . سلاطين اين ناحيه را عادت اين است كه تابستانها يا در قازا كه نقطه‌اى است واقع در دشت به سر مىبرند يا در ورا « 1 » - كه قلعهء محكمى است و مارك آنتوان قيصر روم كه در هشتاد و شش سال قبل از ميلاد مسيح متولد شده و در سى سال قبل از ميلاد با اشكانيان جنگ و محاربه داشت آنجا را محاصره كرده بود - اقامت مىنمايند . ورا در دو هزار و چهارصد استاد « 2 » مسافت و فاصله از آراكسس كه رودخانه‌اى است ما بين خاك مدى صغير و خاك ارمن واقع شده است . مدى صغير اراضى و بلاد و نواحى و نقاط بسيار معمور آباد دارد و غالب خاك آن آباد و داير است مگر طرف شمال كه بعضى كوهستان سرد باير دارد و طايفهء كادوس ( طوالش ) كه حرفت و معاش آنها منحصر به راهزنى و قطع طرق است آنجاها سكنى دارند . اين طايفه از اراضى و بلاد ديگر بدين ساحت مهاجرت نموده و اهل مملكت نيستند . زيرا كه از اين جنس مخلوق در كوهستان زاگروم « 3 » ديده مىشوند . هفتصد و ده سال قبل از ميلاد مسيح كه سلاطين مدى هردو قسمت از مدى را تحت سلطنت واحد داشتند دست فتح و تسلط و پاى تسخير و تغلبشان تا به خاك شامات رسيده بود بلكه در تمام آسيا بالاستقلال سلطنت و حكمرانى مىنمودند « 4 » . اما در سلطنت استياج ( افراسياب ) كيخسرو پارسى بر آنها غلبه نموده « 5 » و مدى را در سنهء پانصد و نود و يك قبل از ميلاد ضميمه پارس نمود و پادشاهانى كه از نوادهء كيخسرو بودند باز در همدان ييلاميشى
هامش
( 1 ) - عقيدهء جمعى از ارباب فن و دانشمندان اروپ اين است كه قازا همان نقطه و محلى است كه شهر حاليهء تبريز در آن واقع شده و ورا يا اروميه است يا مراغه يا ميان اين دو شهر بوده ( ا ع ) . ( 2 ) - يك استاد ، صد و هشتاد متر است ( ا ع ) . [ استاد به كسر اولStade] ( 3 ) - كوه پاطاق حوالى كرند ( ا ع ) . - [ ظاهرا زاگروس درست است ] . ( 4 ) - مقصود ايام سلطنت پيشداديان و كيان است ( ا ع ) . ( 5 ) - اعتماد السلطنه تاريخ راستين ايران را با اساطير باستانى خلط كرده .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2066 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى