و داود بن عمرو بن هبيره در ابتداى ظهور عباسيان روداد چنانكه نگاشته شده كه داود بن عمرو بن هبيره ، ابو الهيذام را به جنگ عبد الله بن معاوية بن عبد الله از اولاد ابو طالب مأمور نمود . ابو الهيذام فارس و شهر اصفهان را به تصرف درآورد و عبد الله بن معاويه را از آن نواحى بيرون كرد تا قحطبه با قشون خراسان رسيد و در يك جنگى كه در بيست و سيم رجب سنهء صد و سى و يك در جاپلق روى داد ، ابو لهيذام را كه سردار داود بن - عمرو بن هبيره بود مقتول و آن نواحى را متصرف گرديد . به زعم حمد الله مستوفى جاپلق را عروه نيز مىنامند و از نواحى لر بزرگ است و در كنار رودخانه واقع و در باغات آن اشجار نارنج و ليمو غرس شده است و هر نوع ميوهجات گرمسيرى آنجا به عمل مىآيد .
مؤلف گويد خاك بروجرد اولا منقسم به سه بلوك مىشود و يكى از آن سه بلوك جاپلق است . و جاپلق را نيز چهار بلوك مىباشد : بلوك حمزهلو ، بلوك بيات ، بلوك ايقرلو ، بلوك پشته . جاپلق از حيثيت هوا ييلاق و جمعيت آن تقريبا هفده هزار نفر است و مسافت آن تا شهر بروجرد دوازده فرسخ مىباشد كه تمام راه را از خاك سيلاخور و بختيارى عبور مىكنند .
زبان سكنه تركى است اما بسيار از فصاحت و صحت دور و بعينه مثل عربى اعراب باديهء شوشتر و آن نواحى مىباشد . ارامنه در جاپلق بسيارند و در بعضى دهات رعاياى مسلمان و ارمنى درهم مىباشند . زراعت جاپلق اكثر ديم است . محصول آن جو و گندم و ترياك و نخود است . در جاپلق خربوزهء بسيار خوب عمل مىآيد . در اغلب نقاط ، درخت و باغستان وجود ندارد .
از اشجارى كه در بعضى اماكن يافت مىشود گردو و چنار و بيد و همه خودرو است . مكاسب و صنايع مردم جاپلق قالىبافى است كه مخصوص دهات مجاور سربند مىباشد و دو قراى ديگر احرامىبافى و صابونپزى دارند .
حاكمنشين جاپلق قريهء خروسان است . گوسفند و ساير مواشى زياده از قدر ضرورت يافت نمىشود . دو كوه معتبر در جاپلق است كه يكى الوند ساكى و در محلى آن را قاقان مىنامند . اين كوه در سمت جنوبى جاپلق واقع و شش فرسخ طول آن است . يك سمت اين كوه طورى ييلاق است كه پس از گرم شدن هوا هنوز برف سنهء ماضيه در آن موجود است . شكارهاى خوب از قبيل كبك و بز در اين كوه بسيار است . ريواس خوب هم در آن يافت مىشود . كوه ديگر مستران نام دارد و از كوه اولى كوچكتر و داراى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1878
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨٧٨