تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1977

مساهمون:

ص١٩٧٧
فيفتح السهل و الاجبال مقتحما * من الكلار الى الجرجان فالجلد و آملا ثم شالوسا و بحر هما * الى الجزاير من اربان فالشهد و يملك القطر من حرشاء ساكنة * ما لاح فى الجو نجم اخر الابد

ذكر تواريخ متعلقه به چالوس

در حكومت عبد الله بن حازم كه از قبل خليفه مأمون حكمران طبرستان بود مردم چالوس خروج كردند و سالم نام ملقب به « سياه‌مرد » را كه از طرف حازم در چالوس بود براندند و با اهالى ديلم همعهد شدند كه نواب خليفه را به خود راه ندهند . حسن بن بويه كه از قبل برادر خود معز الدوله در عراق و رى سلطنت مىكرد و با قابوس وشمگير ديلمى در نزاع بود از رى با تجمل و قشون زياد به چالوس به جنگ وشمگير رفت و در چالوس با قشون وشمگير مصاف داده او را شكست . وشمگير پناه به الثائر بالله علوى برد . حسن بن بويه از چالوس ، بعد از اين فتح ، به آمل رفت و خبر فوت برادرش على بن بويه كه به وى رسيد آمل را گذاشته به عراق آمد . در سه‌شنبه بيست و پنجم شهر رمضان دويست و پنجاه هجرى اهالى چالوس و اهالى كلارستاق به سيد حسن بن زيد داعى كبير بيعت نمودند و از اين به بعد مذهب زيديه اختيار كردند . على بن نصر و عقيل بن مبرور در مسجد چالوس دعوت براى حسن بن زيد گرفتند و محمد ابو العباس از طرف حسن بن زيد در دوشنبه بيست و سيم شهر شوال همين سال كه داعى كبير در آمل حكام به اطراف مىفرستاد به چالوس حاكم شد . داعى - كبير ، بعد از انهزام از سليمان بن عبد الله بن طاهر حاكم سارى كه از طرف بنى عباس حكومت مىنمود ، از آمل به چالوس منهزما پناه برد تا از ديلمان و گيلان به او كمك رسيده با سليمان آهنگ مقاتلت كرد و هميشه ملاذ داعى كبير از قشون سليمان ، چالوس بود . و اين واقعه در سنهء دويست و پنجاه واقع گرديد . و بعد از فتوحات در چالوس ، ابو مقاتل ضرير شاعر