مانده اين رودخانه به يكديگر وصل شده داخل رودخانهء چالوس مىشود .
رودخانهء آوا نيز به چالوس مىريزد . شاهراه خيلى معتبرى كه از مستحدثات اين عهد فرخنده مهد است و بدان اشاره رفت از شهرستانك شروع مىشود و منتهى به ساحل بحر خزر مىگردد و يك ثلث مسافت آن از كنارهء رود چالوس مىباشد و در چندين نقطه به واسطهء پلهاى معتبر از روى رودخانهء چالوس عبور مىكند و در اين زمان آبادى بسيار مختصرى نزديك به دريا هست كه موسوم به چالوس است . مصب اين رودخانه به بحر خزر در حوالى پالوژده است .
صاحب معجم البلدان و ساير جغرافىنگاران عرب مسافت و بعد چالوس را به رى هشت فرسخ اعتبار كردهاند . ولى يقينا اين تعيين سهو است بلكه مسافت و دورى چالوس از رى هيجده فرسخ بل متجاوز است .
در رودخانهء چالوس بهترين آزادماهيها صيد مىشود كه نسبتى به ساير آزادماهيهاى رودخانههاى ديگر ندارد .
در ذيل شرح طبرستان ، ياقوت حموى چالوس را يكى از قصبات عمدهء آن نواحى شمرده مىنويسد : فمن اعيان بلدانها رى ، طبرستان ، دهستان ، جرجان ، استراباد ، آمل و هى قصبتها ، و ساريه و هى مثلها ، و شالوس و هى مقارنة لها . و نيز ياقوت مىنويسد . و من ناحية الديلم على خمسة فراسخ من آمل مدينة يقال لها كامل ثم شالوس و هى ثغر الجبل و هذه مدن السهل .
باز ياقوت در شرح حال كلار از قول ابن فقيه نوشته در سنهء دويست و چهل و سه من در رى بودم و از ابن زيد بن عتاب شنيدم كه مىگفت شبى در مجلسى حاضر بودم و از اهل سيف و قلم در آن مجلس جمعى نشسته .
شخصى از جالسين مجلس اين كلام پيغمبر ( ص ) را بيان كرد : الخير - بالسيف الخير فى السيف الخير مع السيف . وقتى كه ما از آن مجلس جدا شديم در خواب آوازى به گوشم رسيد كه اين اشعار را مىخواند :
هذا ابن زيد اتاكم ثائرا حنقا * يقيم بالسيف دينا واهى العمد
يثور بالشرق فى شعبان منتضيا * سيف النبى صفى الواحد الصمد