سلطان سليم خان از ادرنه تا اسلامبول پانزده روزه آمده و از اسلامبول تا تبريز يكصد و شصت روزه و از تبريز به اماسيه پنجاه و سه روزه .
بعد از آنكه اين سفر به دلخواه سلطان سليم خان اختتام يافت به اغلب بلاد فتحنامه نگاشت از جمله فتحنامهاى كه بعد از جنگ چالدران و هنگام عزيمت تبريز به حاكم ادرنه نوشت صورت آن از قرار ذيل است :
مضمون فتحنامهاى است كه سلطان سليم خان در باب فتح چالدران به حاكم ادرنه نوشته است :
« بعون الله تعالى به يمن و اقبال وارد ديار آذربايجان شديم . دومرتبه به تمكين و تسليم آنها را دعوت مكتوبى نمودم جوابى جز ايستادگى و پادارى در خصومت و جنگجوئى نرسيد .
تا بالاخره در چهارشنبه دويم ماه رجب وقت ظهر عساكر منصوره وارد صحراى چالدران شد . چون شاه اسماعيل را مقاومت در قلب لشكر ممكن نشد قشون را دو قسمت نموده يك قسمت آن را به رياست استاجلو محمد در سمت يمين و يك قسمت با خود در طرف چپ قرار داد و جنگ درگرفت .
قشون جمعى استاجلو محمد را سنان پاشا بيگلربيگى به يك طرفة العين از هم پاشانيده با خاك يكسان نمود . پس از شكست به طرف يمين و منهدم ساختن قشون استاجلو محمد ، سنان پاشا خود را به قشون طرف يسار كه رياستش با خود شاه اسماعيل بود زده قبل از اين كه سنان پاشا از شكست قشون جمعى استاجلو محمد فراغت حاصل نموده به قشون يسار حمله بياورد شاه اسماعيل به قشون روملى حملهور شده آنها را شكست فاحشى داده بود و در آن بين جمع كثيرى از طرفين مقتول و مجروح شده بود . به حسن پاشا سردار قشون روملى نيز زخم كارى وارد آمده بود . بدين واسطه دشمن جسور شده جرأت پيدا كرده بودند و از هرجا براى شاه اسماعيل مدد و كمك رسيده بود . طايفهء ينگچريها نيز با تفنگ و توپ و زنبورك و ساير ادوات جنگ به دشمن حملهور شدند . چون دشمن اين حالت را مشاهده كردند بدون پادارى فرار كردند و در جنگ پادارى نكردند و قشون ما به عقب آنها رفته جمعى از سردارها و سركردگان آنها را چه از اسب به زمين انداخته هدف نيزه و شمشير و تير كردند و چه آنها را دستگير نمودند . و نيز محقق شد كه خود شاه اسماعيل مجروحا فرار كرده است و بالفعل به سمت