را محض مزيد و بصيرت و اطلاع مطالعهكنندگان مىنگاريم .
چون مواد معادات فى ما بين شاه اسماعيل و سلطان سليم خان عثمانى مستعد آمد نامهها از جانبين ارسال و مرسول شد كه آنها بر دواعى مناقشت و مخاصمت افزود .
صورت آن نامهها نزد نگارنده موجود و مضبوط مىباشد و از آنجا كه عباراتى در آنها درج شده كه غبار كدورت و ملالت را مهيج است با وجود اتحاد و مودت كاملهء حاليهء دولتين عليتين اسلام زاد الله تعالى و داد هما از نگارش آن نامهها صرف نظر نموده تعمدا آن را بر طاق نسيان مىگذارد « 1 » .
در مقدمهء جنگ چالدران پيشقراولان قشون عثمانى يك نفر از جلوداران مخصوص شاه اسماعيل را كه به قصد جاسوسى و كسب بعضى اطلاعات داخل عساكر سلطان سليم خان شده بود گرفته نزد سلطان بردند . سلطان سليم خان جلودار مزبور را با ايلچى شاه اسماعيل كه در حبس داشت بعد از استنطاق و استعلام بعضى مطالب از آنها حكم به قتل نمود .
امراى بغداد و كردستان و ديار بكر و استاجلو محمد و محمد كمونه و امراى اصفهان و فارس و لرستان در جنگ چالدران در ركاب شاه - اسماعيل بودند .
در اثناى جدال و اشتعال نايرهء حرب و قتال ، سنان پاشا والى آناطولى با قشون ابواب جمعى خود به طرف ميمنهء لشكر شاه اسماعيل حمله برده جنگ و كارزار نمايانى كرد و در آن ميانه يكى از عثمانيها كه رشادت و تهورى داشت پسر استاجلو را به قتل رسانيد و سر او را بريده به سر نيزه كرد و در پاى اسب سلطان سليم خان به زمين انداخت . و همين فقره اسباب وهن و انكسار عمده براى قشون شاه اسماعيل شد . باوجود اين لشكر و مردان جنگى ايران يكمرتبه حمله به قشون روملى برده حسن پاشا را مجروح نمودند و جمع كثيرى را از سران و سركردگان عساكر عثمانى به قتل رسانيدند و رعبى عظيم از اين جهت به قشون عثمانى دست داد و اين خبر را به سلطان سليم دادند . سلطان خود بنفسه با توپ و استعدادات
هامش
( 1 ) - در خصوص مكاتبات شاه اسماعيل و سلطان سليم اول رجوع فرمائيد به كتاب « شاه اسماعيل » تأليف دكتر عبد الحسين نوائى ( بنياد فرهنگ ، تهران ، 1347 ) .