تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1969

مساهمون:

ص١٩٦٩
حربيه با امراى يمين و يسار رو به آن سمتى كه قشون روملى بود نهادند و هنگامهء كارزار به شدت هرچه تمامتر گرم و كار سخت شد . شاه اسماعيل با كمال جلادت جنگ مىكرد تا مجروح و زخمدار گرديد و مقارن غروب عساكر او تاب مقاومت نياورده پشت به دشمن نمودند و قشون عثمانى آنها را تعاقب كرده جمعى را مقتول و بسيارى از احمال و اثقال و عيال و اطفال آنها به چنگ عثمانيها افتاد . گويند يكى از مردمان وضيع عثمانى در آن گيرودار صندوقچهء جواهرى پيدا كرد كه معادل دوكرور تومان قيمت جواهر آن صندوقچه بود . پس از اين سانحه از چالدران به تبريز در منازل عرض راه قشون عثمانى هر قزلباشى را كه به چنگ آوردند مقتول نمودند . روز پنج‌شنبه شانزدهم رجب براى اداى صلوة سلطان سليم خان وارد شهر تبريز شد و نماز آن روز را در شهر تبريز به‌جا آورد . در پنج روزهء اقامت و توقف در شهر تبريز از كارها كه كردند يكى اين بود كه احمد بيك قاپوچىباشى را مأمور به اخذ و اسر هواخواهان قزلباش نموده و به ضبط اموال آنها پرداختند و هرچه يافتند بردند . روز چهارشنبه بيست‌ودويم رجب بديع الزمان ميرزاى پسر سلطان حسين بايقرا فرمانفرماى خراسان « 1 » را با جمعى از ارباب حرف و صنايع از اهالى خراسان و تبريز به اسلامبول فرستادند و جمعى از غلامان خاصهء سلطان سليم مأمور به مستحفظى آنها شده كه ايشان را تحت الحفظ به اسلامبول رسانند . روز پنج‌شنبه بيست‌وسيم رجب به واسطهء قلت و كمى آذوقه قشون آناطولى و روملى را رخصت انصراف دادند . روز چهارشنبه بيست و نهم رجب اردوى سلطان سليم خان از آب ارس عبور نمود در حالى كه اسب و اسباب و اشخاص زيادى غرق و هلاك شدند روز پنج‌شنبه سلخ به نخجوان وارد شده چون اهالى نخجوان - با آن‌كه صورت ظاهرشان به قزلباش شباهت تمامى داشت - اظهار تسنن نمودند از كشته شدن خلاص و معفو گرديدند . ولى حكم به قشون عثمانى شد كه اموال آنها را بالتمام غارت كنند .
هامش
( 1 ) - بديع الزمان ميرزا پس از شكست در برابر ازبكان ، به شاه اسمعيل پناه آورده و در تبريز اقامت گزيده بود .