تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1966

مساهمون:

ص١٩٦٦
سلطان سليم خان به سمت مملكت ايران شايع گرديد . مورخ مذكور گويد سلطان بايزيد پدر سلطان سليم خان اول ، در به دو خروج شاه اسماعيل ، با اين پادشاه نهايت مودت و دوستى را داشت و از جانبين رشتهء مودت مستحكم بود . تا در شهور سنهء نهصد و هفده كه طايفهء ينگچرى ، سلطان بايزيد خان را از سلطنت عزل و سلطان سليم خان ولد او را به جاى او منصوب نمودند . سلطان سليم خان بنابراين كه شاه اسماعيل سلطان مراد نامى را از طايفه عثمانى در ايران پناه داده بود و نور على خليفه حاكم ارزنجان كه از طرف شاه اسماعيل بود وقتى كه سلطان مراد به سرحد ايران پناه آورد با عساكر سلطان سليم جنگيده سنان پاشا را به قتل رسانيد قلعهء كماخ و بعضى از قلاع ديار بكر را هم سلطان عثمانى گرفته بود ، در سنهء نهصد و هجده هجرى با لشكرى فراوان رو به آذربايجان نهاد . شاه اسماعيل كه مترقب چنين جنگى نبود با معدودى كه همراه داشت در عشر اول رجب از همدان عزيمت نموده با بيست هزار قشون در صحراى چالدران من اعمال خوى با لشكر عثمانى مصاف داد . اگر چه خان محمد استاجلو از ديار بكر با قشون آراسته به شاه اسماعيل ملحق شده بود ، ولى باز نسبت به عدهء قشون عثمانى لشكر شاه اسماعيل معدودى محسوب مىشد . بالجمله جنگ درپيوست و شاه اسماعيل داد مردى بداد از جمله ، مالغوچ اوغلى « 1 » كه از دلاوران عثمانى بود و از چرخچيان « 2 » ، شاه - اسماعيل را بشخصه به ميدان رزم خواند ، شاه اسماعيل اجابت نموده به ميدان كارزار اسب تاخت و مالغوچ اوغلى را به قتل رسانيد و الحق در آن معركه شاه اسماعيل خود بنفسه رشادت تمامى بروز داده جنگ مىكرد . گويند زنجير توپ را با شمشير پاره كرد و خيلى از امراى شاه اسماعيل در آن جنگ كشته شدند و اسير گرديدند . اگر چه شكست به قشون شاه اسماعيل وارد آمد اما جلادت و شجاعتى كه شخصا از او در اين معركه ظاهر و هويدا گرديد سبب اشتهار كلى او شد . آخر الامر شاه اسماعيل فرارا به دره جزين همدان آمد و سلطان سليم به سمت تبريز راند . ليكن زياده از
هامش
( 1 ) - نام اين شخص در كتب ، مالغوچ اوغلى آمده و به همين نحو تصحيح شد . در متن قوچ‌اوغلى ذكر شده كه درست نيست . ( 2 ) - دسته‌هاى پيشرو قشون .