هنگامى كه با ككلان معيت داشته باشند .
چالچق :
از قرى و مزارع زنجان مىباشد قديم النسق و ملك اهالى ابهر است .
سى خانوار رعيت دارد . زراعتش هم آبى است و هم ديمى است . محصولش اكثر غله ، آبش از رود دولتآباد ، باغ ندارد و هوايش ييلاق است . ايل شاهيسون قورتبيگلو آنجا ييلاق مىكنند .
چال حصار :
در محلهء سنگلج طهران در حوالى خانهء جناب جلالتمآب ميرزا - يوسف مستوفى الممالك وزير اعظم داخلهء حاليه از قديم الايام گودالى بوده و فضاى زيادى موسوم به اين اسم كه تا شش سال قبل روز عاشورا و دهم محرم هرساله اجماع و ازدحام غريبى از اهالى طهران آنجا مىشد و در زير هوا « 1 » غالبا شبيه مقدمهء كربلا و تفصيل حادثهء غمانگيز روز عاشورا را درمىآوردند و جز آن روز ساير ايام و اوقات از نقاط بسيار كثيف و جاى هرگونه كثافات بود . جناب جلالتمآب آقاى مستوفى - الممالك ثواب بزرگ و عمل خير كثير را دور اين محوطه را نردهء چوبى با ستونهاى آجرى نصب نمود و محوطهء ميان را باغ عمومى ساخته حالا يكى از نقاط بسيار باصفاى شهر مىباشد و محل تفرج عامه است . و هواى سنگلج كه غالبا به واسطهء اين محل متعفن بود بسيار سالم و لطيف شده است . يك كوچه از محلهء سنگلج طهران هم به چالحصار موسوم است .
چالدران :
از اعمال خوى و در شمال غربى تبريز واقع است . اگر چه در نقشه - هايى كه حالا رسم مىشود موضع چالدران را در حوالى خوى معين نمىنمايند . اما چون تفصيل جنگ چالدران كه فى ما بين شاه اسماعيل صفوى و سلطان سليم خان عثمانى روى داده در السنه و افواه زايد الوصف داير و مشهور است ما نمىتوانيم در ضمن اسامى بلادى كه مبدأ به حرف جيم است از چالدران صرف نظر نمائيم .
ميرزا اسكندر تركمان صاحب عالمآرا مىنويسد در شهور سنهء نهصد و هيجده هنگامى كه شاه اسماعيل در همدان ييلاميشى مىكرد خبر آمدن
هامش
( 1 ) - يعنى در هواى آزاد ، نه در زير سقف .