به استحضار رئيس تجار يا ترجمان آن دولت موافق شريعت و عادت مملكت قطع و فصل دعوا شود و درصورتىكه يكى از تبعهء دولتين مفلس شود بعد از تحقيق و تشخيص ، اموال و اسباب او را فى ما بين ارباب طلب بهطور غرما ، سويت و تقسيم نمايند و همچنين در وقت وفات يكى از تبعهء طرفين اموال و متروكات او به رئيس تجار آن دولت تسليم شود .
مادهء هفتم :
ان شاء الله اين عهدنامهء دوستى و تجارت ابد الدهر با كمال صداقت و دقت از طرفين مرعى و ملحوظ خواهد شد و به هيچوجه خلل و نقصانى به اجزاء آن راه نخواهد يافت . اين عهدنامهء دوستى و تجارت به سياق واحد در دو نسخه تحرير و املا شده و از جانب مرخصين دولتين عليتين ممضا و ممهور گشته و مبادله گرديده ، ان شاء الله تعالى نسخهء مزبوره از طرفين دولتين بهيتين تصديق گشته در مدت چهار ماه يا كمتر از اين تصديق - نامهها به اسلامبول آمده بين المامورين از سر نو مبادله گردد .
به تاريخ روز چهارشنبه بيست و پنجم جمادى الاولى مطابق سال اودئيل سنهء هزار و دويست و پنجاه و هفت مطابق چهاردهم شهر جولاى هزار و هشتصد و چهل و يك عيسوى در دار الخلافهء اسلامبول سمت انجام پذيرفت .
هم در اين ايام كه حكومت كرمان با عباسقلى خان جوانشير بود فتحعلى خان مهنى كه اصلا از اعراب مهنهء دشت خاوران خراسان بوده و اينك حكومت محال اسفندغه كه بلوكى است از بلوكات معروف كرمان به دو مفوض بود ، به اطمينان طايفه و پشت گرمى ؟ احتشاد آغاز سركشى و طغيان نمود . عباسقلى خان والى كرمان ، ميرزا اسد الله پسر ميرزا جبار مازندرانى وزير سابق ظهير الدوله را به دفع او مأمور و پس از محاربات و كوشش زياد او را دستگير كرده به دار الخلافه فرستاد و در دار الخلافه بود تا فوت شد و ميرزا اسد الله در ازاى اين خدمت حكومت اسفندغه و لقب خانى از ديوان يافت و اين خبر در سال هزار و دويست و پنجاه و نه به دار الخلافه رسيد .
هم در اين سال شاهزاده فرهاد ميرزا از حكومت فارس معزول و ميرزا نبى خان امير ديوان بهجاى او منصوب شد .