عباسقلى خان كه از همه كوچكتر و هفت ساله بود در تهران فوت و در جوار سر شريف پدر مدفون شد . در آن حين ، طاعون سختى در استراباد بروز كرد و محمد حسين خان بيگلربيگى درگذشت و محمد حسن خان برادر او بهجاى او برقرار شد . بارى ، كريم خان ، حضرت آقا محمد خان « 1 » و حسينقلى خان را با خود بهطرف شيراز حركت داده خديجه بيگم خانم همشيرهء سلطان محمد حسن خان كه سابق در حبالهء نكاح كريم خان درآمده بود در اين سفر همراه بود و ساير اولاد آن سلطان شهيد را به قزوين فرستاده كه در آنجا متوقف باشند .
كريم خان در سهشنبه سيزدهم صفر هزار و صد و نود و سه در شيراز وفات كرد . چند روز قبل از فوت آن پادشاه حليم ، خديجه بيگم خانم عمهء حضرت آقا محمد شاه به واسطهء سليمان خان بن محمد خان قويونلو جد امى اعلى حضرت شاهنشاهى ، ادام ملكه كه آن وقت ده ساله بود و به حرمخانهء كريم خان مىرفت پيغامى به حضرت آقا محمد شاه داده كه مرض كريم خان رو به شدت است و اگر درگذرد و شما در شيراز باشيد مورد صدمهء امراى زنديه خواهيد بود . لهذا آقا محمد شاه هرروز به بهانهاى سوار شده در خارج شهر گردش كرده مقارن غروب وارد شهر مىشدند . در روز سيزدهم صفر از دروازهء اصفهان حين ورود ، تفنگچيان ارجمندى و دماوندى مستحفظ دروازه آن حضرت را از فوت كريم خان خبر دادند .
آن پادشاه كامكار در همان روز با چهارده تن از اقربا از شيراز نهضت فرموده در دو شبانه روز به اصفهان و شب سهشنبه بيستم صفر به حضرت عبد العظيم عليه السلام رسيدند . چهارشنبه بيست و يكم نوروز سلطانى بود و در حقيقت همان روز حضرت آقا محمد شاه در حوالى تهران جلوس فرمودند . و تا آن وقت شانزده سال تمام بود كه گرفتار كريم خان بودند .
در هزار و صد و نود و هفت هجرى رايت حضرت آقا محمد شاه از مازندران به قصد تسخير تهران و تدمير غفور خان تهرانى حركت كرده اردوى پادشاهى بهسمت شميران استقرار يافت و با حضور موكب سلطانى ، غفور خان شهر را به تصرف نمىداد و با شكستهاى پىدرپى راه شقاق مىرفت . در آن اثنا ، و با در تهران بروز كرده غفور خان و جمعى كثير
هامش
( 1 ) - نسب ناصر الدين شاه از جانب مادر چنين بود : ملك جهان خانم ، مادر وى ، دختر محمد قاسم خان قاجار بود او پسر سليمان خان پسر دايى ( خال ) آقا محمد خان .