بودن خود را در آنجا ننگ دانسته هزار سوار جرار از قاجاريهء قويونلو و تركمان تجهيز داده از گرگان گذشته قصد تسخير استراباد و خونخواهى از محمد حسين خان دولو - كه بيگلربيگى استراباد بود - نمودند و به بلوكات آن نواحى تاخت بردند . محمد حسين خان قشون مستعد به مدافعه فرستاده در حوالى قلعهء بن كلاته تلاقى فئتين دست داد . محمد خان قاجار قويونلو گرفتار و محمد ولى خان قاجار و چند نفر از اقارب آن شهريار تاجدار مقتول شدند و قشون محمد حسين خان غالب آمدند . در بين مبارزت ، اسب سلطان تير خورده حضرت آقا محمد خان سه روز و سه شب در جنگلها حيران مىزيست تا روز چهارم به يكى از قراى اشرف نزول فرمود . محمد خان والى مازندران خبر شده مقدم آن بزرگوار را به اعزاز پذيرفته بعد از چند روز توقف در سارى ، ايشان را با جمعى از اقوام و عشاير معززا در تهران نزد كريم خان فرستاد . كريم خان كمال احترام را نسبت به نواب معظم منظور نموده با آن سلطان ذى شان در يك مسند نشسته به دلجوئى و برائت ذمهء خود در مشاركت به قتل مرحوم محمد حسن شاه پرداخت و قرارداد طايفهء قويونلو از استراباد مراجعت كرده در چارده كلاته سكنى گيرند و بعدها با طايفهء دولو كه در استراباد هستند هم شان نباشند .
در سال هزار و صد و هفتاد و شش ، كريم خان از صرافت توقف تهران افتاده قصد شيراز نمود كه در بين راه زكى خان را تنبيه نمايد . قبل از حركت او ، از محمد حسين خان بيگلربيگى استراباد عريضهاى رسيد مضمون اينكه در غيبت شما از تهران ، بودن نه تن از اولاد سلطان محمد حسن خان در استراباد منافى نظم اين ولايت است . آنها را با بعضى اقربا كوچانيده در عراق يا جاهاى دور از دار المرز سكنى دهيد . كريم خان پسنديده ، بسطام خان زند را فرستاده حسينقلى خان و رضا قلى خان و جعفر قلى خان و عليقلى خان و عباسقلى خان و مهديقلى خان فرزندان سلطان محمد حسن خان را با محمد خان و محمد امين آقا و رضا آقا كه اقارب آن پادشاه بودند به تهران نقل داد . حضرت آقا محمد خان در اين وقت در تهران بودند . مرتضى قلى خان و مصطفى قلى خان جدامى مؤلف - كه نيز دو فرزندان سلطان محمد حسن خان بودند و از طرف مادر همشيرهزادهء محمد حسين خان دولو - به واسطهء قرابت با بيگلربيگى از هجرت معاف و متوقف استراباد شدند . بعد از ورود حضرات به تهران ،
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 845
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٨٤٥