تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
درگذشتند . و چون اين مرض از شهر به اردو سرايت كرد ، حضرت آقا محمد شاه از هواى تهران متنفر و از خارج شهر كوچ كرده چشمه على دامغان را محل خيام با احتشام فرمودند . و در آن سال و با و طاعون خلقى از اهل رى و تهران را بكشت . در سال هزار و صد و نود و نه شهر تهران مفتوح عساكر منصورهء پادشاهى شده نواب فتحعلى خان ( حضرت خاقان صاحبقران مغفور ) كه به ولايتعهد مخصوص بودند با برادر صلبى خود حسينقلى خان و مهد عليا والدهء سلطان فتحعلى خان از مازندران احضار تهران شدند . در هزار و صد و نود و هشت ، على مراد خان زند كه در اصفهان و نواحى استقلالى يافته داعيهء سلطنت داشت با چهل هزار سوار به قصد مجادله با حضرت آقا محمد شاه به تهران رسيد . اهالى شهر در قلعه را بر وى باز كرده او را پذيرفتند . از تهران ، عليمراد خان شيخ ويس خان پسر ارشد خود را با دوازده هزار سوار جرار به مازندران و لاريجان فرستاد . و اين در اول رمضان بود . شيخ ويس خان بعد از چند مصاف كه در مازندران و سارى با قشون پادشاه ايران داد آخر الامر در پنجم محرم هزار و صد و نود و نه با پنج هزار سوار از سارى به جانب تهران فرار كرد . در اين سال ، عليمراد خان به واسطهء طغيان جعفر خان در اصفهان ، از تهران به اصفهان راند و در اواخر ربيع الاول همين سال درگذشت . جعفر خان ، نجف خان زند را به سردارى تهران مأمور كرده در اين سال مجددا قشون شهريار ايران شهر تهران را محاصره مىفرمود . چون اين خبر در تهران به سمع اشرف اعلى رسيد مجنون خان پازوكى را به اتمام كار محاصره گذاشته به جانب قم ، جلو نجف خان زند راند . مرحوم رضا قلى خان صاحب روضة الصفاى ناصرى روح الله روحه مختصرى از تاريخ تهران در كتاب مسطور نگاشته كه ما همان را بعينه بىرعايت سجع و قافيه مىنگاريم و هو هذا : « تهران و مهران دو قريه بودند . بعد از خرابى رى بازماندگان آن ناحيه به تهران جمع شده سكنى گرفتند . شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى كه قزوين را پايتخت خود قرار داده بود - چون جد اعلاى صفويه سيد حمزه در جوار حضرت عبد العظيم حسنى نور الله مرقده مدفون بود - گاهگاه به زيارت آن مراقد شريفه تشرف مىجست و حين عبور و مرور