قشون مستعدى براى دفع لزگيه حركت داد . لهذا اين طايفه متزلزل شده چند نفر از معتبرين خود را در تهران نزد شاه سلطان حسين فرستادند .
مأمورين بعد از ورود به ملاباشى و حكيمباشى ملتجى شده فرمانى به اين مضمون به والى گرجستان صادر شد . « اگر سوارى پياده شو و شمشير كشيدهاى در نيام كن ، تعاقب مىكنى لزگيها را برگرد كه ايشان معفوند و بعدها نبايد به ايشان صدمه زد » والى گرجستان بعد از ديدن فرمان ، گماشتهء شاه سلطان حسين را خواسته شمشير خود را از نيام كشيد و گفت شمشير را در نيام مىگذارم . اما نه براى خدمت شاه سلطان حسين و براى دفع لزگيها بعد از اين خواهم كشيد .
خلاصه بعد از مقدمهء اعتماد الدوله و اطاعت والى گرجستان و نظم داغستان در اوايل هزار و هفتصد و بيست و يك مسيحى مطابق هزار و صد و سى و چهار هجرى آثار خوشوقتى موقتى براى شاه سلطان حسين و رجال او كه متوقف تهران بودند ظاهر شد . چه از اخبارى كه از افغانستان رسيد ، مىنمود كه محمود و اتباع او بعد از شكست كرمان و تعاقب لطفعلى خان ايشان را هراسى نموده مطلقا خيال مخاصمه ندارند و شيخ بحرين كه شوريده بود هشت هزار تومان به رسم پيشكش فرستاده متعهد شد كه هر ساله اين مبلغ را عايد دارد . در بين اين خوشحالى ، حسن پاشا حاكم بغداد خبر داد كه سفيرى از جانب عثمانى وارد بغداد شده عازم ايران است و داماد على پاشا « 1 » صدر اعظم عثمانى كه مردى با حزم و دشمن دولت بود مقتول و صدر اعظمى كه بهجاى او نصب شده بود حالات او معلوم نبود « 2 » و گمان مىرفت كه به طرز داماد على پاشا برضد دولت ايران است و مقصود از فرستادن سفير ، مطالبهء بعضى ولايات
هامش
( 1 ) - متن : « جن على پاشا ؟ » .
( 2 ) - پس از داماد على پاشا كه در ميدان جنگ كشته شد خليل پاشا به صدارت رسيد . اما فقط سيزده ماه توانست در اين سمت بماند و سپس محمد پاشا بر مسند وزارت تكيه زد . اما او هم بيش از نه ماه دوام نياورد و در 1130 ه . ق كار بر ابراهيم پاشا قرار گرفت . وى بيوهء على پاشا را به نام فاطمه سلطان - كه از خاندان سلطنتى بود - گرفت و همچون على پاشا عنوان « داماد » يافته بود . وى اساسا به ايران و ايرانيان محبت داشت . ولى به مناسبت شكستهاى پيشين عثمانى از اطريش و اختلال امور دولت عثمانى ، وى مجبور شد در طرح تقسيم ايران بين روسها و تركان كه ابتكار آن با سفير فرانسه در استانبول بود شركت جويد .