به پرى خاتون ميل دارد پرى خاتون هم به شاه عباس مايل و راغب است و وصلت تازه كه ميان والى گرجستان و كاخت شده عنفا بوده و پرى خاتون رضايتى نداشته . و در اين وقت بعضى از اعاظم گرجستان به دربار شاه عباس آمده بودند . شاه عباس به ايشان جوايز و انعامات زياد عطا كرد و مهروى وزير كه در اردوى شاهى بود به اقوام و دوستان خود كه در گرجستان بود نامهها نوشته آنها را به جانب شاه عباس استمالت و از لهراسب خان روگردان نمود . و شاه عباس قبل از انتهاض به گرجستان ، لؤلؤ بيك حاكم آذربايجان را فرمان داد كه سى هزار سوار وارد گرجستان نمايد و مقصرين را تنبيه كند . طهمورس خان همينكه از نزديك شدن قشون ايران به گرجستان آگاه شد اقارب و عشاير خود را خواسته مشورت كرد كه تكليف در اين مقام چيست ؟ آنها نظر به اينكه به مواعيد مهروى فريفته بودند گفتند مصلحت تو در اين است كه اطاعت شاه عباس كنى . طهمورس خان از آنجائى كه قوهء مقاومت با لشكر ايران را در خود نمىديد اين حرف را پسنديده مريم مادر خود را با هدايا و تحف زياد و تجمل هرچه تمامتر عاجلا روانهء اصفهان نمود . مريم لدى الورود به عمارت سلطنتى رفته به حضور شاه عباس تشرف جست و خود را بر قدمهاى شاه انداخته مستدعى عفو و اغماض شد . اگرچه مريم در آن وقت جوان نبود ، ولى چون يكى از صاحب حسنهاى نامى گرجستان بود ، شاه عباس يافى الحقيقه به او عاشق و مايل شد يا محض تدبيرى وانمود كرد كه خواهان اوست .
به هر صورت خواجهسرائى نزد او فرستاده او را به دين اسلام و زوجيت خود دعوت نمود . مريم انكار مسئله كرده شاه عباس باز يا واقع متغير شد يا مبنى بر مصلحتى اظهار تغير كرد و مريم را در يكى از عمارات اصفهان حبس كرد و دو پسر طهمورس را كه در اصفهان بهطور گروى بودند خواجه ساخت . آنگاه به گرجستان لشكر كشيد و محبس مريم را نيز از اصفهان تغيير داده به شيراز فرستاد و شاه عباس به امامقلى خان حكمى نوشت مضمون اينكه مريم را خواهى نخواهى به دين اسلام داخل كند و اگر حتما تمكين نكرد او را به قتل رساند . امامقلى خان به تهديد و نويد نتوانست مريم را مسلمان كند . لهذا او را در زير شكنجه هلاك كرد .
بالجمله ، شاه عباس با لشكرى جرار به گرجستان رسيده علاوه بر قشونى كه از آذربايجان پيش مأمور شده بودند و عساكرى كه با خود
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 792
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٧٩٢