طهران تلگراف رسيده بود كه حاجى سيد اسد الله مجتهد اصفهانى « 8 » به عتبات مىرفته در كرند فوت شده است . بسيار افسوس خوردم » .
نقل از سفرنامهء شاردن مسافر فرانسوى
در سال هزار و ششصد و هفتاد و سه مسيحى مطابق هزار و هشتاد و چهار هجرى در ماه قوس ، شاردن از تفليس عبور كرده احوال اين شهر را بدين منوال مىنويسد :
« شهر تفليس اگرچه چندان بزرگ نيست اما از قشنگترين شهرهاى ايران است . در دامنهء كوهى واقع شده و رود كر از دامنهء مشرقى اين كوه جارى است . اسم قديم اين رودخانه « سيروس » و سرچشمهء آن در كوههاى گرجستان است . در حوالى شهر شماخى در مكانى كه موسوم به « پىنارد » « 9 » است تصادف كرده بعد به درياى خزر مىريزد . غالب خانههائى را كه در سمت رودخانه ساخته شده بر روى سنگهاى صلب بنا كردهاند . دور شهر قلعهجات محكم و از هر طرف ديوار مستحكمى هست مگر سمت رودخانه كه ديوار ندارد . طول شهر از جنوب است به شمال . قلعهء بزرگى در سمت جنوب در دامنهء كوهى واقع شده . اهالى اين قلعه از رعيت و سپاهى تمامى ايرانى الاصل هستند .
ميدانى كه در جلو اين قلعه مىباشد محل اجتماع اهالى شهر به بازار است . قلعهء مذكور مأمن و پناهگاه اشخاصى است كه مقروض باشند يا تقصير دولتى كرده باشند . اين اشخاص همينكه وارد اين قلعه شدند و بست نشستند محفوظ و مصون مىباشند . والى گرجستان ، هر وقت خلعتى و فرمانى از اصفهان براى او مىآيد ، رسم و معمول است كه تا خارج شهر بايد استقبال آن خلعت و فرمان نمايد و در اين مورد لابد بايد از وسط اين قلعه عبور نمايد و حين عبور از قلعه ، والى نهايت متزلزل است كه مبادا كوتوال قلعه در خفا حكم به گرفتن و حبس كردن او داشته باشد .
گمان من اين است كه اين رسم استقبال خلعت را تا خارج شهر سلاطين صفويه كه حالا در ايران سلطنت دارند به ملاحظهء خارجى قرار دادهاند .
هامش
( 8 ) - منظور پسر حاج سيد محمد باقر شفتى مجتهد بزرگ اصفهان و بانى « مسجد سيد » است .
( 9 ) -Paynard