تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
يك رقاص فرانسه هم بود بسيار خوشگل و خوب مىرقصيد . دو سال است اينجا آمده . در آخر رقص ملتى روسيه را كردند و بعد از آن رقص گرجى كه بسيار خوب بود . جمعى از گرجيه در دو طرف ايستاده دست مىزدند . بعد يك نفر طنبك و دو نفر سرناى ايرانى مىزدند . بسيار خوش آهنگ . يك دختر و يك پسر مىرقصيدند شبيه به رقاصى ايران . در بين بازى كه پرده افتاد رفتيم پائين . باغ كوچكى بود و چراغان كرده بودند . قدرى در چادرى كه بالاى سكوى باغ زده بودند نشستيم . بعضى از زنهاى گرجى و غيره را جانشين معرفى كرد . به منزل رفته شام خوردم . در اين بين منشى حضور ، حكيم الممالك و صنيع الدوله كه عقب مانده بودند رسيده بارها را آوردند . اما تعريف غريبى از طوفان دريا مىكردند . منشى حضور و صنيع الدوله كه در كشتى سلطانيه بعد از ما مانده بودند گفتند همين‌كه ما از كشتى خارج شده به پوتى رفته بوديم دريا منقلب شده بود به‌طورى كه هرقدر خواسته بودند كشتى بخار كوچك روسها را به سلطانيه بچسبانند ممكن نمىشد . از شدت موج ، آخر كشتيها به‌هم خورده چرخ هردو شكسته بود . بالاخره به هزار زحمت كشتى كوچك را نزديك آورده همين‌كه موج او را بلند مىكرده است يك لنگه بار از آن كشتى به اين كشتى مىانداختند يا يك نفر آدم خودش را به كشتى مىپراند . خلاصه با هزاران جان‌كندن بار و آدم را حمل كرده بودند . منشى حضور مىگفت اگرچه ساحل نزديك بود چنان امواج ما را به هوا مىبرد و از بالا پرت مىكرد مثل اين‌كه از قافلهء كوه پرت شويم . الحمد لله كه اين انقلاب چند ساعت قبل از آن‌كه ما در دريا بوديم نشد . اول بنا بود كه از راه كوه قاف و گزبك به بندر پطروسكى رفته از آنجا به انزلى برويم و در آن راه اخبار نموده عراده و كالسكه و غيره حاضر كرده بودند . چون هرقدر دريا را كم بكنيم صرفه در آن است . خواستم از بادكوبه سوار كشتى بشوم قرار شد با ده نفر برويم به بادكوبه و سايرين همه از راه پطروسكى « 5 » رفته سوار كشتى شده بيايند بادكوبه ، از آنجا ما هم سوار شده به اتفاق برويم انزلى . صنيع الدوله را مامور كرديم كه تفليس مانده بارهائى را كه به چاپارى نمىشد حمل شود با جمعى از همراهان به انزلى
هامش
( 5 ) -Petrovsky