ارمنى . ميوهء خوب از قبيل هندوانه ، انگور ، امرود و خيار دارد . امروز رفتيم ديدن جانشين كه در همين عمارت منزل ماست . از چند اطاق گذشتم . يك تالارى بود كه بناهاى ايران ساخته و گچبرى كرده بودند با آئينه ؛ عمارات خوبى داشت . اسباب اطاقها همه از ايران بود : قاليهاى بزرگ و كوچك فراهانى و قاينى و كرمانى ، اسباب ميز و تخت و غيره همه از خاتم شيرازى و اصفهانى . پردههاى اطاق از قالى بود . پارچههاى گلدوزى رشتى در متكا و بالش و روى ميز و صندلى و غيره به كار برده بودند . اين اسباب و صنايع ايران را نه براى اينكه ما به اين عمارت آمدهايم گذاشتهاند بلكه از قديم بوده است . يك خرس سياه بزرگى كه جانشين سابقا شكار كرده مثل اينكه زنده است در گوشهء اطاق واداشتهاند اگر غفلة كسى ببيند خيال مىكند خرس زنده است . جانشين به ديوارهاى اطاق اسلحهء زيادى از قبيل شمشير ، قداره ، تفنگ ، طپانچه و اسلحهء قديم مثل زره ، كلاهخود ، زين و برگ ، با ركاب يراق اسب مرصع طلا و اسبابهاى عجيب چيده و آويخته است حتى يك پىسوز قديم كه سابقا در ايران معمول بود در طاقچهء اطاقش بود . همهء اطاقها را گشتيم . از پنجرهء اطاقها چشمانداز خوبى به شهر تفليس و كوچهها داشت . قدرى نشسته بعد رفتيم به اطاق زوجهء جانشين كه متصل بههمين اطاق بود آنجا هم قدرى توقف شد . زن جانشين خواهر گراندوك باد « 1 » است كه در شهر كارلسروههء « 2 » آلمان با برادرش ناهار خوردم . پنج پسر و يك دختر از جانشين دارد .
پسر بزرگش چهاردهساله است . اولادش در ييلاق بودند . اسم زوجهء جانشين ، الگافه اودورونا « 3 » است . بعد برخاسته به اطاق خودم آمدم .
بلافاصله زن جانشين با جانشين به بازديد آمدند . شب را با جانشين به كالسكه نشسته رفتيم به تماشاخانهء تابستانى . بناى بسيار مختصرى است سفيدكارى . يك چهلچراغ برنز داشت كه با گاز روشن بود . تماشاخانه از صاحبمنصبان روس و غيره پر بود . به همه جهت دويست نفر آدم مىگيرد .
موزيك خوب زدند . بعد پرده بالا رفت . چنداكت « 4 » دادند . به زبان روسى حرف مىزدند . خوب خواندند . بازى و رقص و حكايات خوب نشان دادند .
بسيار بامزه و باخنده بود . زنها و جوانهاى روسى خوب و خوشگل بودند .
هامش
( 1 ) -Bade( 2 ) -Karlsruhe( 3 ) -Olga Fe ? odorvna( 4 ) -Acte