تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
اين مغاره حرفهاى غريب در افواه عوام است . از جمله حكايتى كه صاحب تذكرهء هفت اقليم نوشته و ما نقل نموديم و بعضى ديگر گويند كه آن گاو در حوالى همدان پيدا شده . به‌هرحال اين حرف معقول نيست و مؤلف احتمال مىدهد كه اين مغاره دخمهء سلاطين يا بزرگان عجم باشد . گويند وارد مغاره كه مىشوند اطاقى است از سنگ كه طول آن بيش از ده ذرع است و حوضى دارد مملو از آب و از آن اطاق راهى است به جايگاه ديگر كه سقف مرتفعى دارد و آن محل روشن است . گويند اين روشنى از آن است كه سنگهاى سقف تا سر كوه به ارتفاع دو سه هزار قدم مرمر است . و حوض آب زلالى در آنجاست كه عمق آن زياد است و هرچه طناب انداخته‌اند به تك آن نرسيده . در اين اطاق راهى است كه معلوم نيست به كجا منتهى مىشود . چند ساعت راه طى كرده‌اند و به آخر آن نرسيده‌اند . بالجمله صحبتهاى مغاره به افسانه شبيه‌تر است . در نزديكى مغاره به‌طرف شمال كوهى است معروف به كوه كمر نقره . كوزه و بعضى آثار در آنجا ديده مىشود كه دليل است بر وجود معدنى كه در آن كار كرده‌اند . از قرار تقرير ثقات در كوههاى تفرش معادن سرب و نقره و مرمر بسيار است كه در آنها كار نكرده‌اند . از معارف فضلاء و عرفاء و حكماء و شعراى منسوب به تفرش حكيم عارف ماجد استاد سخن ابو محمد الياس يوسف بن مؤيد معروف به نظامى عليه الرحمة مىباشد كه كتاب خمسه و ساير اشعار او جهات سته را از حقايق و معارف ممتلى دارد و اين دو شعر كه مؤيد بر انتساب آن بزرگوار به تفرش است منسوب به آن حكيم كامل است :
چو در گرچه در بحر گنجه گمم * ولى از قهستان شهر قمم به تفرش دهى هست تا نام او * نظامى از آنجا شده نامجو
در سفر فرنگستان كه مؤلف ملتزم ركاب ظفر انتساب خسروانه بود ، در مراجعت در تفليس ، به حسب مأموريتى از اردوى همايون دور افتاده و تا دار الخلافه تنها بود « 2 » ، در آن اوقات روزى كه از گنجه روانهء اين
هامش
( 2 ) - ناصر الدين شاه در سفرنامهء اول خود ( سازمان انديشهء اصفهان ، 1343 ) مىنويسد : « صنيع الدوله را مأمور كرديم كه تفليس مانده بارهائى را كه به چاپارى نمىشد حمل شود با جمعى از همراهان به انزلى برساند » ( ص 342 - 343 ) .