باشد و دم خود را پهلوى خود گذاشته باشد .
تفتازان [ مع - مر ] :
دهكدهء بزرگى است از نواحى نسا در پشتكوه . جماعتى از اهل علم منسوب به اين قريه مىباشند از جمله ابو بكر عبد الله بن ابراهيم بن ابى بكر تفتازانى است . مؤلف گويد ملا سعد « 1 » كه از اجلهء علماى معانى بيان است و معاصر سلطان معز الدين حسين بن ملك غياث الدين كرت كه از سال هفتصد و سى و دو تا سنهء هفتصد و هفتاد سلطنت كرده نيز منسوب به تفتازان است و از مصنفات ملا سعد كه شان عالى دارد كتاب « مطول » است كه به اسم همين پادشاه نوشته .
تفرش :
صاحب تذكرهء هفت اقليم گويد : « تفرش رستاقى است متعلق به خاك كاشان واقع در ميان كوه . دوازده قريه دارد كه معتبرتر از همه فم و طرخوران است . هواى آن ملايم و چشمهسار آن زياد و از ميوهها انگور و زردآلوى ممتاز دارد . گندم آن نيز خوب است . در كوهى كه مجاور اين رستاق است مغارهاى است كه آخر آن معلوم نيست . مىگويند روزى گاوى داخل اين مغاره شده از طرف بالاى فراهان بيرون آمد و به اين لحاظ مغاره را « گاوخل » ناميدند . زيرا كه خل به لغت سكنه به معنى سوراخ است . اهالى تفرش شافعى مذهباند » . انتهى .
صاحب زينة المجالس گويد : « تفرش سيزده پاره ديه است و از هر طرف كه به آنجا روند بايد گريوه بريد . مردم آن شيعهء اثنى عشرى بوده و هستند . هوايش معتدل و آبش از كوهها برمىخيزد » .
مؤلف گويد تفرش از خاك عراق و از قهستان شهر قم و تا ساوه زياده از چهار پنج فرسنگ نيست و فاصلهء آن با آشتيان يك كوه و راه آن يك فرسنگ است . اين رستاق ، مسطحهاى است كه اطراف آن را كوهها احاطه نموده و مسافت تمام مسطحه عرضا طولا بيش از يك فرسخ در نيم فرسخ نيست . مسافرين از هر طرف كه بخواهند به تفرش سفر كنند بايد ديرى در جبال طى مسافت نمايند تا به تفرش برسند . اراضى تفرش در غير
هامش
( 1 ) - مسعود بن عمر بن عبد اللّه خراسانى ملقب به سعد الدين و معروف به ملا سعد تفتازانى ( 712 / 722 تا 792 / 793 ) . ر ك ريحانة الادب ج 1 ص 219 تا 221 .