اختيار جميع زوايا با او بود و سلطان اتابك بسيار او را معظم مىداشت و به ديدن او مىآمد ، و رجال دولت او نيز زياد حرمت نور الدين را منظور مىدارند و هر صبح و شام به زيارت او فايز مىگردند ، كذلك متمولين و بزرگان . و اين شيخ بزرگوار مرا مهمانى كرد و در زاويهاى كه معروف به زاويهء دينورى بود منزل داد . چند روزى در اين زاويه بودم و در اوقات گرمى هوا نماز شب را مىخواندم و به پشتبام زاويه مىرفتم و در آن وقت دوازده نفر فقير با من همراه بودند از جمله دو نفر قارى بودند كه در علم تجويد نهايت مهارت داشتند و نوكر و غيره و وضع نيكوئى داشتم .
ذكر پادشاه شوشتر و ايذج
سلطان اتابك افراسياب پسر سلطان اتابك احمد بود « 1 » . اتابك اسم كسى است كه والى اين مملكت است . و اين بلاد را « لر » مىگويند .
و اين اتابك افراسياب بعد از برادر خود يوسف شاه ثانى منصب واليگرى لرستان يافت و يوسف شاه ثانى بعد از اتابك احمد والد خود به اين مرتبه رسيد . و از ثقات رواة شنيدم كه اتابك احمد شصت و چهار زاويه در زندگانى خود بساخت . از جمله چهل و چهار آن در ايذج بود . و خراج مملكت خود را سه قسمت نموده يك ثلث ، خرج مدارس و زوايا مىشد و ثلث دويم ، مرسوم عساكر او بود و ثلث سيم را به مصرف نفقهء عيال و نوكر و ملازمان حضرت مىرسانيد . و از اين ثلث آخرين براى پادشاه عراق هديه مىفرستاد . و بسيار بود كه مهمانها به او وارد مىشدند ، ايشان را از همين ثلث آخرين پذيرائى مىكرد . و از آثار خوبى كه در بلاد او ديدم يكى اين بود كه چون در مملكت او كوهها و گردنههاى بلند بود وى محض آسايش عابرين ، راه را وسعت داده كه بهطور سهولت
هامش
( 1 ) - اتابك افراسياب ثانى پسر اتابك نصرة الدين احمد هفتمين شخص از اتابكهاى لرستان مىباشد و بعد از آن اتابك يوسف شاه ثانى منصب اتابكى يافت و بعد از اتابك يوسف شاه ثانى اتابك افراسياب ثانى اتابك شد و اين شخص كسى است كه اتابكهاى لرستان به دو منقرض شدند ( ا ع ) .