چهارم :
زيرا كه من و قوم من فروخته شدهايم كه نابود و مقتول و هلاك شويم و اگر در جاى بندگان و كنيزان فروخته مىشديم سكوت مىكرديم .
[ اگرچه دشمن ضرر ملك را مساوى نتواند داد ] « 25 » .
پنجم :
و احشويروش ملك متكلم شده به استر ملكه گفت كه او كيست و او كجاست كه دلش به چنين عمل فتوى دهد ؟
ششم :
و استر گفت كه عدو و دشمن اين شرارت پيشه هامان است و هامان در حضور ملك و ملكه مخوف شد .
هفتم :
و ملك در حين غضبش از مجلس شراب برخاسته به باغسراى رفت [ و هامان بخصوص طلبيدن جان خود از استر ملكه ايستاد . چونكه ديد از جانب ملك از برايش بلا تمام شد ] « 26 » .
هشتم :
و ملك از باغسراى به خانهء مجلس شراب برگشت در حالتى كه هامان بر بسترى كه استر بر آن بود افتاده بود و ملك گفت آيا [ در حضور من در خانه به ملكه زور مىآورد ] « 27 » و به محض بيرون آمدن اين سخن از دهان ملك روى هامان را پوشيدند .
نهم :
و حربونا يكى از خواجهسرايان در حضور ملك گفت كه اينك چوب دار پنجاه ذرعى كه هامان آن را بخصوص مردخاى كه به نيكوئى ملك سخن مىگفت آماده ساخته بود در خانهء هامان حاضر است و ملك گفت كه او را بر آن آويزان نمائيد .
هامش
( 25 ) - ترجمهء تورات : با آنكه مصيبت ما نسبت به ضرر پادشاه هيچ است .
( 26 ) - ترجمهء تورات : چون هامان ديد كه بلا از جانب پادشاه براى او مهياست برپا شد تا نزد استر ملكه براى جان خود تضرع نمايد .
( 27 ) - ايضا : آيا ملكه را نيز به حضور من در خانه بىعصمت مىكند .