هفتم :
آنگاه احشويروش ملك به استر ملكه و مردخاى يهودى گفت كه اينك خانهء هامان را به استر دادم و او را بر چوب دار آويختند به سبب بلند كردن دستش به يهوديان .
هشتم :
پس شما به نحوى كه در نظر شما خوش آيد در حق يهوديان بنويسيد و به مهر ملك ممهور سازيد . زيرا مكتوبى كه به اسم ملك نوشته و به مهر ملك ممهور شود بر گرديدنى نيست .
نهم :
پس در آن وقت در ماه سيم كه ماه سيوان است در روز بيست و سيمش ، كاتبان ملك آواز كرده شدند و موافق هرآنچه كه مردخاى به يهوديان و نواب و واليان و سروران كشورهائى كه از هند تا حبشه بودند يكصد و بيست و هفت كشور به هر كشور موافق نوشتهاش و به هر قوم موافق زبانش و به يهوديان موافق نوشته و زبان خودشان فرموده بود نوشته شد .
دهم :
و به اسم احشويروش ملك نوشت و به مهر ملك ممهور ساخت و نوشتجات را به توسط چاپاران [ سواره با اسبان و قاطران و شتران و همچنين به شتران مادهء تيزرو ] « 28 » فرستاد .
يازدهم :
و مفهومش اينكه ملك به يهوديانى كه در هر شهرى باشند اجازت داد كه جمع شوند و بخصوص جان خودشان مقاومت نموده تمامى صاحبان قوت قومها و كشورهائى كه مىخواستند هجوم به ايشان بياورند با كودكان و زنان آنها را نابود و كشته و هلاك سازند و اموال « 29 » ايشان به يغما ببرند .
هامش
( 28 ) - ترجمهء تورات : « اسب سوار فرستاد و ايشان بر اسبان تازى كه مختص خدمت پادشاه و كرههاى ماديانهاى او بودند سوار شدند » .
( 29 ) - متن : « غارت » .